دكتر ارانى من مكرر اين تعبيرات را ديدهام ، معجزه را مرادف با صدفه يعنى تصادف [ مىگيرند ] ، صدفه به اين معنا كه يك حادثهاى در جهان پيدا شود بدون آنكه علتى داشته باشد يعنى ما حادثى داشته باشيم كه آن حادث اساسا علت نداشته باشد . معلوم است كه اين يك امر محالى است و اگر الهيون صدفه را به اين معنا قبول كنند كه حادثهاى پيدا شود بدون آنكه هيچ علتى داشته باشد ، اولين ضربه بر خودشان وارد است و آن اين است كه ديگر دليلى بر وجود خدا ندارند ، خدا را به عنوان پديدآورندهء اشياء معتقدند ، و معتقدند كه هر چه در جهان طبيعت هست بلا استثناء حادث است و هر حادثى و پديدهاى پديدآورنده لازم دارد يا لا اقل - قبلا گفتهايم - يكى از راههاى استدلال الهيون كه از قديم مىرفتهاند همين راه بوده . معلوم است كه اين تعريف كه معجزه يعنى يك حادثهاى پيدا شود خود به خود ، بدون علت ، بدون اينكه يك مبدأ و قوهاى در به وجود آوردن آن دخالت داشته باشد ، تعريف مغرضانه است و گذشته از اينكه دليل الهيون در باب اثبات خدا را از ميان مىبرد ، آيت هم براى نبوت هيچ پيغمبرى نمىشود . اگر يك حادثه خود به خود به وجود آمده و هيچ قوهاى در ايجاد آن دخالت نداشته ، اين چه ربطى دارد به اينكه دليل شود كه اين شخص پيغمبر است ؟ ! يك حادثهاى خود به خود پيدا شده . اين كه معلوم است كه حرف نامربوطى است . پس چگونه تعريف كنيم ؟
عرض كردم كه كلمهء « معجزه » اصطلاح متكلمين است و در قرآن به اين تعبير يعنى همان چيزهايى كه ما امروز معجزه مىگوييم با كلمهء « معجزه » بيان نشده است ، با كلمهء « آيت » بيان شده است . آيت يعنى نشانه ، يعنى چيزى كه نشانهاى باشد بر صدق دعوى اين پيغمبر . نه اين است كه اين پيغمبر ادعا مىكند كه من اطلاع و علم و خبر خودم را از جهان ديگر آوردهام ؟ معجزه آن چيزى است كه دلالت كند بر رابطه و اتصال او با جهان ديگر . به عبارت ديگر او ادعا مىكند كه علم و اطلاع من از جهان ديگر است ، معجزه دلالت مىكند كه او كه از جنبهء علم و معرفت ادعا مىكند اتصالش را با جهان ديگر ، از جنبهء قدرت هم بايد نشانهاى از آن جهان بياورد . متكلمين از اين ، تعبير به معجزه كردهاند براى اينكه يكى از لوازم آيت بودن اين است كه مردم ديگر ناتوان و عاجزند از آوردن مثل آن ، و پيامبران هم مردم را به صورت تعجيز مخاطب قرار مىدادند ، مىگفتند اگر مىتوانيد ، شما هم مثل اين بياوريد . لهذا اسمش را گذاشتهاند « معجزه » يعنى چيزى كه آشكار مىكند ناتوانى ديگران را ، چون مىگويند
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 427
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٢٧