تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
صدق گفتار خودشان ، كه بشر اگر بخواهد تصديق بكند كه اينها من جانب الله هستند ، روى چه قرينه و دليلى بايد تصديق بكند ، كه قرآن كريم از آنها تعبير به « آيات » كرده است و بعدها در اصطلاح متكلمين كلمهء « معجزه » اصطلاح شده است كه كلمهء « معجزه » يك اصطلاح كلامى است ، علتش را هم بعد عرض مىكنيم كه چرا اين اصطلاح پيدا شده ، ولى به هر حال يك اصطلاحى است كه بعد علماء اين را به وجود آوردند . ما يك احترام خاصى براى كلمهء معجزه قائل نيستيم و خودمان را هم ملزم نمىدانيم كه حتما اين كلمه را صادق بدانيم . در هفتهء گذشته من در قسمت اول بحثى كردم كه مورد ايراد بعضى از رفقا بود در مسألهء نياز به نبوت ، كه آيا بشريت نياز به نبوت دارد يا ندارد ؟ بعضى از رفقا ايرادشان به اين نحو بود كه اين مسأله‌اى كه من به عنوان نياز ذكر كردم ، چنين نيازى اصلا بشر ندارد ، نمىشود ثابت كرد كه واقعا بشر نيازى به نبوت و دستگاه انبياء و به وجود پيغمبران و قهرا دينى كه آنها از ناحيهء خدا بياورند دارد . و بعضى ديگر در اصل اين سبك استدلال اعتراض داشتند كه به طور كلى اصلا اين سبك استدلال يعنى از راه نياز وارد شدن ، سبك صحيحى نيست كه چون بشر نيازمند به نبوت است بنابراين انبيائى بايد در جهان باشند ، نبوت عامه‌اى ، نبوتى به طور كلى بايد در ميان بشر باشد ، يعنى به فرض اين هم كه ما اثبات كنيم كه واقعا بشر نيازمند به چنين چيزى هست ، يك دليل قاطعى پيدا كنيم براى يك چنين نياز و احتياجى ، دليل نمىشود كه هر چيزى كه بشر به آن احتياج دارد و واقعا هم احتياج دارد ، بايد در جهان وجود داشته باشد ، ممكن است بشر به يك چيزى احتياج داشته باشد ، احتياجش هم واقعى باشد ، ولى ما از كجا مىتوانيم بگوييم كه يك چنين چيزى بايد وجود داشته باشد چون بشر به آن نياز دارد ؟ بعد هم استناد كردند به نوشتهء آقاى مهندس بازرگان در كتاب راه طى شده كه اصلا اين سبك استدلال درست نيست . البته من ابتدا مىخواستم اين بحث نبوت را همانطور كه در جلسهء گذشته ديديد خيلى سريع طى بكنيم ، در سه چهار جلسه تمام كنيم و بگذريم ، بعد فهميديم كه نه ، اساسا اينجور بحث به جايى نمىرسد ، هزار جور ايراد و اشكال در آن باقى مىماند و خيلى ناقص و مبهم است ، و بعد هم واقعا بحث لازم و مفيدى هست ، هر چه بيشتر فكر بكنيم ممكن است به مطالب روشنترى برسيم . من اولا يك توضيحى بايد دربارهء عرض خودم بدهم و بعد يك توجيهى براى بيان