تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
مىگويد « نبى » به يك عنايت خاصى مىگويد و وقتى مىگويد « رسول » به عنايت ديگرى است كه احيانا ممكن است كسى نبى باشد رسول نباشد ، يا بر عكس رسول باشد نبى نباشد ، چنين چيزى هست يا نه ؟ اين هم بحثى است كه چون در درجهء اول لزوم نيست ما فعلا وارد آن نمىشويم ، اگر لازم بود روى اين جهت هم بحث مىكنيم كه آيا ميان اين دو فرق هست و يا فرق نيست ؟ اين مخصوصا از اين جهت ضرورت پيدا مىكند كه در آيهء ختم نبوت ، ما به اين تعبير داريم كه :
« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
( 1 ) . بعضىها ( البته در عصرهاى اخير و نه آدمهاى حسابى ، افرادى كه دنبال [ بهانه ] مىگردند ) گفته‌اند در اينجا قرآن كه نفرموده رسالت ختم شده است ، فرموده نبوت ختم شده است ، چه مانعى دارد كه نبوت ختم شده باشد و رسالت هنوز ختم نشده باشد ؟ اگر بگوييم نبوت مگر چيست كه ختم شده و رسالت ختم نشده ؟ مىگويند انبياء فقط به كسانى مىگفتند كه مثلا در عالم رؤيا ، در عالم خواب چيزهايى را مىديدند ، اما رسالت مطلب ديگرى است كه آن ختم نشده . اين را فقط براى اينكه توجه به اهميت مطلب داده باشيم عرض كردم . ما آن سه بحث اساسى و اصولى خودمان را عرض بكنيم .

نياز به رسالت

مسألهء اول مسألهء نياز به رسالت بود . بدون شك اگر ما مسألهء آخرت را بپذيريم يعنى اگر قبول كنيم كه زندگى بشر با مردنش در اين دنيا پايان نمىپذيرد و نشئهء ديگرى ما وراء نشئهء دنيا هم وجود دارد و بشر در آن نشئه حيات و زندگى دارد و در آنجا هم به نوعى مرزوق است ، سعادتى دارد ، شقاوتى دارد :
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ ، فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ »
( 2 ) ( اين جزو خبرهايى است كه پيغمبران آورده و داده‌اند و از جنبه‌هاى علمى و فلسفى هم بحثهايى شده ) اگر ما تنها مسألهء آخرت را بپذيريم ( برزخ و آخرت و اينها ) بدون شك علم و عقل بشر كافى نيست براى تحقيق در مسائل آخرت و تشخيص
هامش
( 1 ) . احزاب / 40 . ( 2 ) . آل عمران / 169 و 170 .