تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
عنصرهاى اين عالم آفريده‌اند . - آيا اصولا شيطانى وجود دارد ؟ يعنى غير از هواى نفس و شهوت و تمايلات نفسانى كه خودش كافى است براى اينكه ما را بيچاره كند و ديگر احتياج نيست ما را بخوانند ( براى اينكه نيروى محركهء داخلى وجود دارد ) آيا شيطانى هم لازم است باشد يا اينكه اين مسأله جنبهء استعاره دارد ؟ و اگر شيطان وجود دارد جنسش چيست ، آيا يكى است يا زاد و ولد مىكند ؟ استاد : من در ضمن عرض خودم متوجه اين نكته بودم ، شايد توضيح درست ندادم . شيطان ، آن طورى كه قرآن معرفى مىكند ، يك موجودى است كه از باطن بر انسان تسلط دارد ، يعنى به اصطلاح در طول ما هست نه در عرض ما ، يعنى همين غرائز شهوانى كه مىگوييد ما داريم ، زائد بر اينها شيطان چيزى ندارد ولى همينها از ناحيهء شيطان مىآيد . من تعبير كردم ، گفتم آن منبعى كه اينها از آن منبع مىآيد . نه اين است كه الآن براى خواندن ما به شر و فساد دو عامل وجود دارد : يك عامل هواهاى نفس ما ، يك عامل هم شيطان كه بگوييم يك عامل كافى بود ، ديگر اين عامل دوم چرا مىآيد ؟ نه ، همان طورى كه در كارهاى خير ما ( يعنى الهامات خيرى كه در ما هست ) ملائكه يك عامل ثانوى در مقابل اين تمايلات خير دوستانهء ما نيستند ، بلكه آنها عامل عامل‌اند ، يعنى آنها منابعى هستند كه اين الهامات را به وجود مىآورند [ شيطان هم يك عامل ثانوى در مقابل الهامات شر نيست ] . گفتم كه در حديث آمده است كه دل انسان دو گوش دارد ، از گوش راستش ملك مىآيد الهام خير مىكند و از گوش چپش شيطان مىآيد الهام شر مىكند . نه ملك يك عامل ثانوى است براى دعوت به خير ( در مقابل غريزه و فطرت الهى كه در انسان هست و در مقابل انبياء ، آن عامل سومى نيست ) و نه شيطان يك عامل ثانوى است در مقابل هواهاى نفس ، بلكه او عامل عامل است ، يعنى او منشأ و منبع اين هواهاى نفسانى است . آن چيزى كه مخزن و منبعى است كه اينها را مىدمد ( كه در ما هواهاى نفسانى ناميده مىشود ) او شيطان است ، پس او عامل جداگانه‌اى نيست . و چون نقش هواهاى نفسانى براى انسان نقش دعوت بيشتر نيست ، يعنى راه تسلط شيطان همان راه هواهاى نفسانى است و هواهاى نفسانى هيچ وقت عامل اجباركننده نيستند ، هميشه انسان خودش را در مقابل دو ميل مختلف مىبيند و در ميان اين دو ميل مختلف يك راه را انتخاب مىكند .