جنود شيطان همين هواهاى نفسانى است . قرآن مىگويد :
« إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ »
( 1 ) شيطان و قبيل او ( كه تقريبا همان معناى قبيلهء او را مىدهد ) [ شما را مىبينند ] و در بعضى جاها تعبير ذرّيه ( فرزندان ) را هم دارد ، البته فرزند هر چيزى به تناسب خودش است ( چيزهايى كه مولود او هستند ) ، و [ مضمون ] « اعوان » هم در قرآن هست .
مىفرمايد :
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ، مَلِكِ النَّاسِ ، إِلهِ النَّاسِ ، مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ ، الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ »
( 2 ) .
در آنجا بعضى از مردم هم جزء اعوان شيطان به حساب آمدهاند .
- ما در قرآن داريم كه :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
( 3 ) . آنجا كه خداوند مىخواهد آدم را خليفه در زمين قرار دهد ، ملائكه به عنوان سؤال مىگويند : تو كسى را در زمين خليفه قرار مىدهى كه شر و فساد و خونريزى مىكند ؟ اينجا اين غيبگويى و پيشبينى ملكهايى كه اين سؤال را كردهاند چگونه است ؟ آنها از كجا مىدانستند كه انسان در آينده مىآيد در زمين شر و فساد يا خونريزى مىكند ؟
استاد : اينكه آنها از كجا مىدانستند ، اين را ما نمىدانيم و از حدود اطلاعات ما خارج است ، ولى بحث ما راجع به خود غيب است و از اين جهت مسأله قابل بحث است .
« لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
( غيب را جز خدا كسى نمىداند ) ناظر به اين مطلب است كه تنها موجودى كه همه چيز براى او شهود است و هيچ چيزى براى او نهان نيست خداست ، يعنى براى خدا نهانى وجود ندارد . براى غير خدا نهان و آشكار وجود دارد ، غيب و شهادت - هر دو - وجود دارد ، اما اين غيب و شهادتها نسبى است ، يعنى يك چيزى براى من و شما غيب است ، براى كسى ديگر غيب نيست . فرض كنيد اين اتاق الآن براى ما شهادت است ( اگر ما از اين اتاق خبر بدهيم ، براى ما غيب نيست ) اما كسى كه دو حياط آن طرفتر هست ، اگر الآن بگويد در اين اتاق چه مىگذرد ، او از غيب گفته است ، چون براى او غيب است و براى ما نيست . نسبت به آينده نيز همين طور است ، براى ما الآن آينده نهان است ، ما الآن نمىدانيم وضع الواح سماويّه
هامش
( 1 ) . اعراف / 27 .
( 2 ) . ناس / 1 - 6 .
( 3 ) . انعام / 59 .