تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
نبود ، چرا ؟ براى اينكه خوبى آن وقت خوبى است كه انسان ، هم امكان خوبى را داشته باشد و هم امكان بدى ، از ميان خوبى و بدى ، خوبى را انتخاب كند ، اما اگر راه بدى در وجود انسان بسته باشد ، اگر به تعبير قرآن :
« فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها »
( 1 ) « الْهَمَها تَقْواها » باشد ، ميل به تقوا در انسان باشد ولى ميل به فجور در انسان نباشد ، آن تقوا ديگر تقوا نيست . تقوا آن وقت تقواست كه انسان در حالى كه ميل به فجور و دعوت به فجور در او هست ، تقوا و عدالت را انتخاب مىكند . اطاعت كى محقق مىشود ؟ شما مىگوييد خداوند امر كند ، ما اطاعت كنيم . اطاعت در وقتى است كه ما مىتوانيم اطاعت نكنيم ، مىتوانيم اطاعت بكنيم ، اما در جايى كه اجبارا بايد يك كارى را انجام بدهيم ، آن ديگر اطاعت نيست . اطاعت كه نبود ، مدح و ذمّى نيست . مدح و ذمّى كه نبود ، ثواب و عقابى نيست ، تكليفى نيست ، قانونى نيست ، اجتماعى نيست ، انسانى نيست ، هيچ چيزى نيست . بنابراين اگر شيطان نباشد ، اگر دعوتهاى به بدى نباشد ، عمل صالحى نيست ، يعنى اگر شيطان نباشد و آن امكانات شيطانى در انسان نباشد ، عمل صالح ، عمل صالح نمىشود . عمل صالح ، صالح بودن خودش را از اين دارد كه نفس امّاره‌اى و شيطانى هست و امكان رفتن آن راه هست ولى امكان رفتن اين راه هم هست و انسان از ميان دو راه
« هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ »
اين راه را انتخاب مىكند . مثال واضح آن زياد است . مثلا ما دو نفر داريم ، يكى اساسا برايش امكان دزدى نيست ، از اول آنچنان او را مراقبت مىكنند كه اصلا راه دزدى را به كلى بر او بسته‌اند ، بيست سال خدمت مىكند بدون اينكه يك دينار دزدى كرده باشد . يكى ديگر راه دزدى به رويش باز است ، راه صلاح هم به رويش باز است ، هر سال مىتوانست ميليونها از بودجهء دولت دزدى كند ، نكرد . هيچ كدام از اين دو نفر دزدى نكرده‌اند ، اما آيا اين يكى امين و داراى كمال است و به كمال نفسانى خودش رسيده است يا آن يكى ؟ دزدى نكردن اجبارى كه راه بر انسان بسته باشد ، اصلا براى انسان كمال نيست . بنابراين وجود شيطان از نظر نظام كلى [ ضرورت دارد ] . البته نفس امّاره كه ما مىگوييم ، از نظر غرائز داخلى مىگوييم ، ملك و شيطان كه مىگوييم ، به عنوان دو منبع براى الهامات خير و الهامات شر ، القائات خير و القائات شر ، يعنى تصور و ميل به
هامش
( 1 ) . شمس / 8 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335 | مرتضى مطهرى