تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
اينها همه جزء خميره و ذات ماست و اصلا از يكديگر جدايىپذير نيست . بنابراين حساب ، « چرا اين طور شد » ، « چرا آن طور شد » ، « چرا بايد اين طور باشد » [ معنى ندارد ] ، در نظام كل هر چيزى در جاى خودش تخلف‌ناپذير است و نمىتواند غير از اين باشد . اگر شما ايرادى داريد ، در مجموع بايد سؤال كنيد : اين مجموع كه يك واحد است ، اين بشر كه در حكم يك واحد است ، اين بشر كه در ابتدا آن مراحل را طى كرده است كه ميليونها افرادش را و با از ميان مىبرده است ، ظلم و قساوت از ميان مىبرده تا رسيده به اين مرحله ، تا آينده‌اى كه انتظار دارد كه : « يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » ( 1 ) و اصلا شر و بدى از جامعهء بشر رخت بر بندد ، آيا اين مجموع كه يك نظام تكاملى را تشكيل داده و آن را بايد مجموعا يك واحد در نظر بگيريم ، درست است يا نادرست ؟ تا بگوييم درست است . باز مثل اين است كه شما دربارهء يك فرد قضاوت كنيد كه چرا من كه امروز يك انسان چهل‌ساله هستم ، فردى هستم كه از خودم دفاع مىكنم ، زندگى خودم را شخصا اداره مىكنم ، پول در مىآورم ، بايد اين طور باشم ؟ آيا اين ظلم نيست كه من در سى و چند سال پيش يك بچهء ضعيف ناتوانى بودم كه آن لله هر بلايى مىخواست سر من درمىآورد ؟ چرا آن بچه من نيست ، چرا من آن بچه نيستم ؟ آن بچه همين تو هستى و تو هم همان بچه هستى ، آن مرحله را طى كرده‌اى كه به اين مرحله رسيده‌اى . در واقع يك « واقعيت » است كه اين مراحل را طى مىكند . اگر آن مرحلهء كودكى را طى نكرده بودى ، به اين مرحلهء كمال و رشد امروز نمىرسيدى ، امكان نداشت كه برسى ، امكان نداشت كه از اول شما را به اين حالت سى سالگى و چهل سالگى بيافرينند . پس اينها حساب تبعيض نيست . - اگر مسألهء تبعيضاتى را كه در اين دنيا وجود دارد با مسألهء آخرت توأم نكنيم ، نمىتوانيم اين ظلمها را توجيه كنيم . يا بايد اقرار كنيم كه در طبيعت مقدارى ظلم هست و صانع طبيعت آنها را خواسته يا بايد بگوييم كمبود اينها را در آخرت جبران مىكند . استاد : اينكه من اين را ذكر نمىكنم ، براى اين است كه متكلمين اين طور فكر
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ص 401 .