تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

زيباييها مديون زشتيها هستند

جهت دوم در باب تفاوتها ساده‌تر است و آن اين است كه همانطور كه دربارهء نيستيها گفتيم در نظام كلى و جملى عالم آن نيستيها ضرورت دارد ، اين تفاوتها هم از نظر جملى و كلى عالم ضرورت دارد . ما در اين تفاوتها يكى را مىگوييم خوب و يكى را بد ، و مىگوييم آن خوبش كه هست ، اين بدش چرا هست ؟ نمىدانيم كه اگر اين بد نبود ، آن خوب هم نبود . مثال مىزنند به يك تابلوى نقاشى . در تابلوى نقاشى ، روشنايى و تاريكى توأما وجود دارد ، اين تفاوت ميان قسمتها هست كه يك قسمت روشن است يك قسمت تاريك ، ولى اين تابلو ، تابلو بودن خودش را و زيبايى و كمال خودش را به همين دارد كه روشنيها و تاريكيها به يكديگر آميخته است . اگر به جاى تاريكيها هم روشنى بود ، آيا آن وقت تابلو وجود داشت ؟ آيا آن وقت زيبايى وجود داشت ؟ آيا اگر در دنيا محروميت نبود ، موفقيت وجود داشت ؟ آيا اگر در دنيا زشتى نبود ، زيبايى وجود داشت ؟ آن را كه الآن ما مىگوييم زيبايى ، در مقابل آن مات و مبهوت مىمانيم و آن را درك و توصيف مىكنيم ، براى اين است كه همه جاى دنيا آن طور نيست . اگر همه جاى دنيا يك جور و يك شكل بود ، تمام مردهاى دنيا نظير همان زيباترين مرد دنيا مىبودند ( همه يوسف مىبودند ) و تمام زنهاى دنيا كلئوپاترا مىبودند ، ديگر نه يوسفى وجود داشت و نه كلئوپاترايى ، اصلا زيبا وجود نداشت . پس آن كه ما آن را زيبا مىناميم ، زيبايى خودش را مديون همين زشتى زشت است ، اگر اين نبود ، آن هم نبود . در تمام خوبيها اين طور است . آن عادلها و عدالتخواهان درجه اول دنيا كه اينهمه جلوه و جلال دارند ، براى اين است كه در كنار آنها ديگران اين را ندارند . اگر همهء افراد بشر خصيصهء على بن أبي طالب را مىداشتند ، ديگر على بن أبي طالبى هم در دنيا وجود نداشت . پس گذشته از اينكه نفس تفاوتها ذاتى اشياء است ( يعنى اگر بناست كثرتى به وجود بيايد ، ناچار بايد اشياء ، متفاوت باشند و اين اشياء متفاوت هم تفاوت را از ذات خودشان دارند ) ، در نظام كلى و جملى عالم ، براى همان چيزى كه شما خير مىناميد ، اين تفاوت لازم است ، مثل اين است كه ما مىگوييم كوه چقدر شكوه دارد ! حالا اگر دره و پستى نبود ، كوهى در دنيا وجود داشت ؟ اين هم راجع به تفاوتها كه براى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 307 | مرتضى مطهرى