شده ، يكى جماد ، مىگويند اين كه اشياء ، متفاوت آفريده شدهاند ، با عدل الهى سازگار نيست ، لازمهء عدل الهى اين است كه اشياء در يك سطح متساوى آفريده شده باشند . اين هم به نظر مىرسد خيلى اشكال حساب نشدهاى است ، چون اگر هيچ تفاوتى ميان مخلوقات نباشد ، آن وقت آيا مىتواند كثرت و تعدد وجود داشته باشد ؟ يعنى اگر افراد انسانها از هيچ جهت با يكديگر اختلاف و تفاوت نداشته باشند ، لازم مىآيد كه ديگر دوتا بودن وجود نداشته باشد و افراد متعدد نباشند ، تمام افراد انسان بايد يك انسان باشند و اگر تمام انواع يكى باشند و با يكديگر اختلاف نداشته باشند ، باز همهء انواع بايد يك نوع باشند . پس نتيجهاش اين است كه تمام افراد ، يك فرد و تمام انواع ، يك نوع باشند ، يعنى بايد ما اين طور فرض كنيم كه هستى محدود بشود به يك فرد ، يعنى هستى از نظر تعدد فردى و تعدد نوعى انبساط پيدا نكند .
بعلاوه ، شما مىگوييد هستى تعدد و كثرت پيدا كند ( كثرت زمانى ، كثرتى كه [ افراد آن ] در عرض يكديگرند ) ، حالا هر موجودى حق دارد سؤال كند ، مثلا مار بگويد چرا من را مار آفريدى و انسان نيافريدى ؟ انسان بگويد چرا من را فرشته نيافريدى ؟ اين فرد انسان بگويد چرا من را او نيافريدى ؟ در جلسهء پيش عرض كردم اين من و او گفتن ، بر اساس اين توهّم است كه وقتى مىگوييم چرا من را فرشته نيافريدى ، خيال مىكنيم من بودن من مربوط به اينكه من من باشم و آن فرشته فرشته باشد نيست ، يعنى من مىتوانستم من باشم و در عين حال همين من فرشته مىبود . مثل اينكه فرض كنيد يك چوبى اينجا داريم ، اين چوب همين چوب است ، مىتواند اين چوب راست باشد ، مىتواند اين چوب كج باشد . خيال مىكنيم در [ وجود ] اشياء هم اين طور است ، مىگوييم چرا من فرشته نيستم ؟ يعنى همين من مىتوانستم من باشم و فرشته باشم ، يا فرشته بگويد چرا من انسان نيستم ؟ يعنى او همان فرشته باشد و در عين اينكه خودش خودش است ، انسان باشد ، آن مار هم بگويد چرا من را انسان نيافريدى ؟ يعنى آن منيّت و ذات و خودش خودش باشد ولى انسان باشد ، در صورتى كه اين طور نيست . آن كه مار است اگر انسان مىبود ، اين طور نبود كه « او » انسان بود ، مار اگر هست ، همين مار است . آن ماهيتى كه ماهيت مار است ، اگر بخواهد موجود بشود مار است ، انسان هم ماهيتش اگر بخواهد موجود بشود همين انسان است ، نه اينكه يك اشيائى بودهاند و از اين اشياء ، آن مىتوانست انسان باشد ، اين مىتوانست مار باشد ، با يك قرعهكشى و يا با يك تبعيض و بىعدالتى گفتهاند تو چشمت كور
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٠٥