نيافريند يا قدرت نداشت ؟ اين مسأله ثابت شده است كه بالاختيار است و نه بالاجبار ، قدرت هم بر نيافريدن داشت ، اما قدرتى كه متناسب با ذات پروردگار است يعنى قدرت كامل ، نه نظير قدرتى كه در يك « ممكن » وجود دارد . قدرتى كه در ما وجود دارد به معناى يك امر بالقوه است ، در ذات واجب به معناى امر بالفعل است . اراده و اختيار هم در او اين طور است . ببينيد ، من مىگويم قدرت دارم كه اين كار را بكنم ، قدرت دارم كه نكنم ، معنايش اين است كه اگر بخواهم مىكنم و اگر نخواهم نمىكنم .
من قدرت دارم اين ميكروفون را بلند كنم و قدرت دارم بلند نكنم ، يعنى اگر بخواهم بلند بكنم ( اگر اين خواستن من پيدا بشود ) اين را بلند مىكنم و اگر اين خواستن من پيدا نشود ، بلند نمىكنم . پس بلند شدن اين ، وابسته به مشيت من است ولى اين خصوصيت هم در من هست كه اين اراده در من يك امر ممكن الوجود است ، نفس اين اراده مىشود پيدا بشود ، مىشود پيدا نشود ، مىشود اراده بكنم ، مىشود اراده نكنم .
اين معنا و حقيقت در ذات واجب الوجود هست ، اگر بخواهد عالم را ايجاد كند ، ايجاد مىكند و اگر نخواهد عالم را ايجاد كند ، ديگر عالمى وجود ندارد . اما ارادهء او مثل ارادهء من نيست كه تحت تأثير يك عامل ديگرى باشد كه گاهى موجود باشد ، گاهى موجود نباشد . او اراده كرده است و عالم ناشى از اراده و مشيت و قدرت اوست . اين « اگر » هم به صورت « اگر » موجود است [ يعنى ] چون عالم ناشى از ارادهء اوست اگر او نمىخواست عالم موجود نمىشد ، نه اينكه چه بخواهد چه نخواهد عالم موجود مىشد . اين طور نيست كه او چه بخواهد و چه نخواهد ، لازمهء ذاتش اين است كه عالم باشد ، يعنى اين طور نيست كه اگر اراده هم در ذات او نبود ، عالم بود . اين اراده در ذات او بود و عالم هم ناشى از ارادهء اوست . او يك اختيار ازلى دارد و عالم هم بالاجبار ناشى از اختيار اوست .
مسألهء دوم مسألهء غايات است كه خداوند چه هدفى داشت ؟ انسان در هر كارى كه هدف دارد ، مستكمل به آن هدف است ، يعنى در عين حال مىخواهد خودش را كامل كند . همان كارى كه خيرترين و بىغرضترين كارها در انسان است ، در عين حال انسان به آن كارها مستكمل است . يك كار خيريهاى كه انسان انجام مىدهد ، فرق اين كار خيريه و غير خيريه اين است كه در كار غير خيريه ، آن كسى كه مثلا يك مدرسه تأسيس مىكند و مقصودش اين است كه وجيه الملّة بشود و بعد ، از مردم بار بكشد ، يعنى از اين كار مىخواهد خودش منتفع بشود ، از نفس اين كار مىخواهد اثر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 295
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٩٥