تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
گوسفندى براى دفاع ، سر خودش را به سر گوسفند ديگر مىزند و شاخ در مىآورد ، چرا هر قدر روى سر گوسفند مىزنيم شاخ در نمىآورد ؟ اگر ما صيانت نفس را به عنوان يك اصل بپذيريم ، مسائل ديگر حل مىشود ولى خود صيانت نفس كه هر موجودى سعى مىكند خودش را حفظ كند ، اين را بايد اول حل كرد . استاد : نفس حيات تحت نظر هر خصوصيتى ، خودش يك مسألهء مهمى در طبيعت است . اگر مقصودتان اين است كه تنها بحث دربارهء صيانت نفس و صيانت ذات كافى است ، تازه آن هم كافى نيست . ببينيد ، همان كه الآن مىفرماييد ، خود آقاى لامارك هم در اينجا اعتراف كرده است . فرض كنيد كه دو تا گوسفند سر يكديگر را به هم مىزنند و بعد در آن محل اصابت ، كم كم ابزارى كه متناسب با اين عمل باشد پيدا مىشود . اين حتى از حدود حس صيانت ذات هم خارج است ، يعنى اين طور نيست كه آن موجود احتياج خودش را به يك چنين چيزى درك مىكند ، طرحش را مىريزد و بعد در وجود خودش مىسازد ، همان قوهء حيات در لاشعورى يعنى يك شعور ما فوق ( 1 ) شعور او اين را به وجود مىآورد . مسلّما اين طور نيست كه موجود زنده ( مثلا همان گوسفند ) وقتى كه سر خود را به دشمن مىزند ، احساس مىكند و مىگويد افسوس ! من اينجا يك ابزارى از فلان جنس و ماده و تركيبات ندارم ، اگر مىداشتم ، دشمن را چنين و چنان مىكردم . قطعا در شعور او [ چنين احساسى وجود ندارد ] . انسانها هم بعد از مدتها كه تكامل پيدا كردند تازه مىفهمند ماده‌اى كه مثلا شاخ گوسفند از آن تركيب مىشود چيست تا بروند از نو آن را تركيب كنند . ولى يك نيروى مرموز مجهولى در طبيعت هست كه متناسب با احتياجات حيوان براى او عضو مىآفريند ، يعنى جنبهء درونى قضيه تقويت مىشود . آنها مىگويند عوامل خارجى [ تأثير دارد ] . عوامل خارجى مؤثر است ، اما به اين معنا مؤثر است كه مؤثر « موجد » نيست ، بلكه به قول حكما مؤثر « معدّ » است ، علت اعدادى است نه علت ايجابى . علت اعدادى يعنى چه ؟ يعنى اينكه او را آماده مىكند تا علت خودش او را به وجود بياورد و به تعبير ديگر ، عمده آن عكس العملى است كه طبيعت خود موجود زنده در مقابل اين عامل خارجى نشان مىدهد و بايد روى آن حساب كرد .
هامش
( 1 ) . البته « ما فوق » مىگويم ، مقصودم اين است كه حتما بايد جدا باشد ، مثل شعور باطن و شعور ظاهر در انسان كه مىگويند شعور باطن فعاليتهايى دارد مخفى از شعور ظاهر .