تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
خداوند انسان را به صورت خود ( 1 ) و ابتدا به ساكن نيافريده است و روى آن اصل مورد حملهء اهل كليسا قرار مىگيرد تا به حدى كه او را مشركى بىنظير معرفى مىكنند ، مع هذا داروين چنانچه از نوشته‌هايش بر مىآيد به هيچ وجه نفى صانع نمىكند ، بلكه فقط وجود هدفهايى را كه متكى به پندارهايى بىاساس دربارهء چگونگى تشكيل عالم جانداران است ، مثلا آنها را نمىپذيرد . . . . در آغاز جهانگردى به كليهء نوشته‌هاى كتاب مقدس ايمان كافى نشان مىدهد ولى در طى سفر از مشاهدهء تنوع عجيب جانوران و گياهان و رابطهء آنها با يكديگر و با محيط زندگى ، افكار جديدى به او دست مىدهد . مخصوصا وقتى « انتخاب طبيعى » را در تحول جانوران و گياهان مؤثر مىبيند ، چنين به نظرش مىرسد كه اين عامل طبيعى در توليد انواع مختلف جانداران همان نقشى را بازى مىكند كه معمولا به خدا نسبت مىدهند ( 2 ) . ولى با وجود قبول علل طبيعى براى ظهور انواع مختلف جانداران ، همواره به خداى يگانه مؤمن باقى مىماند و تدريجا كه سن او افزايش حاصل مىكند ، احساس درونى مخصوصى به درك قدرتى ما فوق بشر در او تشديد مىگردد تا به حدى كه معماى آفرينش را براى انسان لا ينحل مىيابد . » اين را من فقط از آن قسمت نقل كردم كه خود داروين هم متوجه مىشود كه در كجا نظريهء او با نظريهء الهيون اصطكاك و تماس پيدا مىكند . از نظر ما اينكه جاندار قابل تغيير باشد ، با خداشناسى ارتباطى ندارد ، اينكه شرايط محيط از عوامل تغيير باشد ( يعنى محيط ، تغييرات ايجاد كند ) همين طور ، اينكه تغيير عادات و استعمال و عدم استعمال عضو مؤثر [ در تغيير ] باشد ( يعنى كسى بخواهد آن را به عنوان يك عامل بشناسد ) باز ربطى ندارد ، تغييرات فردى و امتيازات خصوصى ( افراد با همديگر فرق داشته باشند ) ، بازهم نه ، اينكه اساسا كسى قائل به تنازع بقا بشود ، چطور ؟ تنازع بقا هم چيزى نيست كه با خداشناسى منافات داشته باشد ، چه در انسانها و چه در غير انسانها . البته ما دربارهء غير انسانها چيزى در قرآن نداريم ، ولى دربارهء انسانها
هامش
( 1 ) . همان جمله‌اى كه در تورات هست و عربى آن اين است كه : « انّ اللّه خلق آدم على صورته » [ خداوند آدم را به صورت خود آفريد . ] ( 2 ) . پس چيزى را كه به خدا نسبت مىدهند و عامل آن را خدا مىدانند ( مثلا ما مىگوييم چرا در فلان موجود فلان عنصر به وجود آمد ، مىگويند خدا اين طور خلق كرده است تا براى فلان هدف درست باشد ) داروين ديد كه علت آن همين عامل طبيعى است .