تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
بدهد ، يعنى تغييراتى در خود ايجاد كند كه آن تغييرات در جهت منافع و بقاى وجود خودش باشد .

نظريهء « انطباق با محيط »

بعد از لامارك نظريه‌اى پيدا شده است - كه يك وقت ديگر هم عرض كردم - به نام نظريهء « انطباق با محيط » . اين نظريه هم خيلى قديمى است . نظريهء « انطباق با محيط » اين طور نشان مىدهد كه در موجود زنده اين خاصيت هست كه اگر محيط براى زندگى او نامساعد باشد ، با يك عامل مرموز - كه هرگز نمىشود تشخيص داد چيست ، چون غالبا از روى اراده نيست ، اگر از روى اراده باشد خيلى ساده است - لا عن شعور و لا عن اراده وضع داخل خودش را جورى مىسازد كه با محيط جديد سازگار باشد ، خودش را منطبق مىكند . بنابراين لامارك و ديگران اين جهت را اعتراف دارند كه اين طور نيست كه عكس العملى كه موجود زنده در مقابل تأثير محيط نشان مىدهد تصادفى باشد . گاهى تصادفا محيط مىآيد يك تغييرى مىدهد كه آن تغيير به نفع موجود زنده است ، مثل همان گردن زرافه كه تا حدود زيادى همين طور است . البته آنجا عمل ارادى هم هست و خيلى عادى است : محيط و احتياج ايجاب مىكند كه اين حيوان گردنش را بكشد ، خاصيت طبيعى كشيدن هم اين است كه كش بياورد ( البته در اين هم خيلى حرف هست ) ، بعد هم بگوييم [ اين تغيير ] با وراثت منتقل شود . البته ديگران غير از اين هم گفته‌اند ، ولى تا حدودى كه لامارك بيان كرده ، خيلى ساده است . اما عمده اين است كه محيط جديد نياز جديد به وجود مىآورد و نياز جديد تغييرات جديد در حيوان به وجود مىآورد . تغييرات هم هميشه در جهت بقا و مصالح اين موجود است .

نقد نظريهء لامارك

همين جا اشكالاتى به نظريهء لامارك وارد مىآيد ، اشكالات به معنى كافى نبودن براى توجيه . به نظر شما مسألهء حذف عضو با اين بيان قابل توجيه است ؟ يعنى اگر ما فقط نظرمان به تأثير محيط و عادت و عمل و تكرار باشد [ اين مسأله قابل توجيه