تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
اصطلاح يك امر عرضى است ) پس علتى او را به وجود آورده است . فكر نمىكنم در اين هم بحثى باشد . مىگويد مىرويم سراغ آن علت ، آن علت يا « واجب » است يا « ممكن » : اگر « واجب » است ، پس مطلوب ما كه « واجب الوجود در عالم هست » به دست آمد ، اگر « ممكن » است ، باز آن هم علت مىخواهد . همين طور باز سراغ علت علت مىرويم و . . . شما ممكن است بگوييد بسيار خوب ، همين طور بىنهايت برود جلو ، كما اينكه اصلا فرضيات ماديين در عصر اخير بر همين نظام علت و معلول است ، مىگويند اين شىء معلول است ، معلول چيست ؟ معلول علتى كه آن علت هم باز به نوبهء خود معلول است . اين معلول چيست ؟ معلول يك شىء ديگر كه آن باز علت است و معلول ، الى غير النهايه . نتيجهء حرف ماديين اين است كه نظام هستى از بىنهايت ممكن الوجودها تشكيل شده است . ابن سينا مىگويد محال است كه تمام نظام هستى از بىنهايت ممكن الوجودها تشكيل شده باشد . چرا محال است ؟ محال بودن آن را از دو راه بيان كرده است : يكى از راه تسلسل كه مىگويد نظام علت و معلول نمىتواند غير متناهى باشد . علت و معلول با يكديگر همزمان‌اند ، يعنى اين شىء كه در اينجا وجود دارد اگر ممكن الوجود باشد ، الآن بايد يك علتى باشد كه نگهدارندهء وجود و موجد آن باشد . آنگاه آن علت هم اگر ممكن الوجود باشد ، الآن بايد علتى در زمان حاضر داشته باشد . آن هم اگر ممكن الوجود باشد ، بايد علتى در زمان حاضر داشته باشد ، و همين طور . . . [ در نتيجه ] بايد الآن در آن واحد يك سلسلهء بىنهايت و غير متناهى وجود داشته باشد و چون با براهينى كه در مبحث تسلسل [ اقامه شده ] ثابت شده است كه تسلسل علتهاى همزمان - نه علتهايى كه زمانا منفك از يكديگر هستند - محال است ، پس اين هم محال است . اين راه بر دو مطلب مبتنى شد كه ما هر دو مطلب را نمىتوانيم اينجا توضيح بدهيم : يكى اينكه بايد ثابت كنيم علت هر معلولى بايد با خودش همزمان باشد ، دوم بايد ثابت كنيم كه علتهاى همزمان ، غير متناهى نمىتوانند باشند كه همان مسألهء تسلسل پيش مىآيد .

بيان ديگر در ابطال تسلسل ممكنات

راه ديگر كه ساده‌تر است - گواينكه خود ابن سينا توضيح آن را نگفته است و