تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

تغيير شكل يا پيدايش ؟

حالا ما كار نداريم كه عالم اولى دارد يا ندارد . همين پيدايش تدريجىاى كه اشياء پيدا مىكنند چه نحوه است ؟ اينجا هم باز دو طرز فكر است : يك طرز فكر اين است كه چنين چيزى تدريجا پيدا نمىشود . اصلا در عالم هيچ موجودى معدوم نمىشود و هيچ معدومى هم موجود نمىشود . اصلا پيدايشى وجود ندارد . هر چه در دنيا وجود دارد ، فقط تغيير شكل و تغيير صورت و تبديل و تحويل و تحول است ، زائد بر تبديل و تحويل و تحول چيز ديگرى وجود ندارد . نقطهء مقابل آن فرضيه‌اى است كه [ مىگويد ] نه ، آنچه در عالم وجود دارد و جريانى كه در عالم هست ، بيشتر از تبديل و تحويل و تحول است ، واقعا پيدايش است . اما آنهايى كه مىگويند آنچه در عالم وجود دارد جز نقل و انتقال‌ها و تحويل و تحول‌هايى نيست ، عناصر اولى عالم ( 1 ) هيچ كم و زياد نمىشود ، [ دربارهء طرز فكر آنها ] يك فرضيه در قديم و يك نظريهء جديد هست : در قديم همان نظريهء معروف ذيمقراطيس است كه آنها معتقد بودند اجسام از - به تعبير قدما - ذرات صغار صلبه يعنى ذرات بسيار بسيار كوچك ناشكن تشكيل شده است ( 2 ) . ذيمقراطيس كه مىگفت [ اين ذرات ] ناشكن است ، يعنى شكسته شدن برايش محال است ، يك عده ذرات سفت پراكنده‌اى در عالم است كه هيچ وقت نه كم مىشود و نه زياد ، اشيائى كه در عالم پيدا مىشوند تركيبات همان ذرات است ، جمع و تفريقهايى است كه آنها پيدا مىكنند . ما مىگوييم درختى نبود و پيدا شد . اين « درختى نبود و پيدا شد » نيست ، تمام ذراتى كه اين درخت را به وجود آورده‌اند ، قبلا در خاك ، هوا و آب به شكل ديگرى موجود بود ، حالا اين ذرات در اين درخت با شكل و وضع ديگرى موجود است . اينها البته حرفهاى قديمى دو هزار سال پيش است كه من مىگويم ، مىگفتند آن ذرات كوچك بعضى به شكل كره است ، بعضى به شكل منشور است ، بعضى نوكش تيز است ، بعضى قاعده‌اش گرد است ، بعضى قاعده‌اش مثلث است و . . . همهء خاصيتها را
هامش
( 1 ) . مقصودم عناصر اصطلاحى نيست ، مقصود اشيائى است كه عالم را تشكيل مىدهند . ( 2 ) . از همان كلمهء « ناشكن » ، امروز كلمهء « اتم » را به اعتبار لايتجزّائىاش گفته‌اند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 165 | مرتضى مطهرى