براى اين مادّه و مشتقّات آن ، معانى بسيارى ذكر كردهاند ، مثلًا براى لفظ « مولى » بيست و هفت معنى ذكر كردهاند ؛ امّا بديهى است كه اين لفظ براى بيست و هفت معنى جداگانه وضع نشده است ، يك معنى اصلى بيشتر ندارد ، در ساير موارد ، به عنايت همان معنى استعمال شده است . معانى متعدّد ، و به تعبير بهتر ، موارد استعمال متعدّد را از روى قرائن لفظى و حالى بايد به دست آورد .
اين لفظ ، هم در مورد امور مادّى و جسمانى استعمال شده است و هم در مورد امور معنوى و مجرّد ، ولى مسلّماً در ابتدا در مورد امور مادّى استعمال شده است و از راه تشبيه معقول به محسوس و يا از راه تجريد معنى محسوس از خصوصيّت مادّى و حسّى خودش ، در مورد معنويّات هم استعمال شده است ، زيرا توجّه انسان به محسوسات - چه از نظر يك فرد در طول عمر خودش و چه از نظر جامعهء بشرى در طول تاريخش - قبل از تفكّر او در معقولات است ؛ بشر پس از درك معانى و مفاهيم حسّى تدريجاً به معانى و مفاهيم معنوى رسيده است و طبعاً از همان الفاظى كه در مورد مادّيات به كار مىبرده است استفاده كرده و آنها را استخدام نموده است ، همچنانكه ارباب علوم ، الفاظ خاصّى را براى علم خود اختراع نمىكنند بلكه از الفاظ جارى عرف استفاده مىكنند امّا به آن الفاظ مفهوم و معنى خاص مىدهند كه با مفهوم و معنى عرفى متفاوت است .
راغب راجع به خصوص كلمهء « ولايت » از نظر موارد استعمال مىگويد :
« ولايت ( به كسر « واو » ) به معنى نصرت است و امّا ولايت ( به فتح « واو » ) به معنى تصدّى و صاحب اختيارى يك كار است ، و گفته شده است كه معنى هر دو يكى است و حقيقت آن همان تصدّى و صاحب اختيارى است » .
راغب راجع به كلمهء « ولى » و كلمهء « مولى » مىگويد :
« اين دو كلمه نيز به همان معنى است ؛ چيزى كه هست گاهى مفهوم اسم فاعلى دارند و گاهى مفهوم اسم مفعولى » .
آنگاه به ذكر موارد استعمال آنها مىپردازد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٦