تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

پيشگفتار

نوع شناخت يك مكتب از جامعه و از تاريخ و طرز برداشت آن از اين دو ، نقش تعيين‌كننده در ايدئولوژى آن مكتب دارد ، از اين‌رو ضرورت دارد در متن جهان‌بينى اسلامى ، طرز نگرش اسلام به جامعه و به تاريخ روشن گردد . بديهى است كه اسلام نه مكتب جامعه‌شناسى است و نه فلسفهء تاريخ . در كتاب آسمانى اسلام هيچ مطلب اجتماعى يا تاريخى با زبان معمول جامعه‌شناسى يا فلسفهء تاريخ طرح نشده است ، همچنانكه هيچ مطلب ديگر - اخلاقى ، فقهى ، فلسفى و غيره - با زبان معمول و در لفافهء اصطلاحات رايج و تقسيم‌بنديهاى مرسوم بيان نشده است . در عين حال ، مسائل زيادى از آن علوم كاملا قابل استنباط و استخراج است . تفكّر اسلامى دربارهء جامعه و تاريخ - كه ما از آن جهت كه به يكديگر مربوطاند و بعلاوه مىخواهيم به اختصار دربارهء آنها بحث كنيم آنها را در يك فصل قرار مىدهيم - از اهميّت ويژه‌اى برخوردار است كه شايستهء مطالعه و تحقيق است و مانند بسيارى از تعليمات ديگر اسلامى نشانهء عمق و ژرفايى اين تعليمات است . البتّه ما از مسائل مربوط به جامعه و تاريخ آن اندازه طرح مىكنيم كه فكر مىكنيم در شناخت