تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ايدئولوژى اسلام ضرورت دارد . از جامعه آغاز مىكنيم و سپس به تاريخ مىپردازيم . مسائل جامعه اينهاست : 1 . جامعه چيست ؟ 2 . آيا انسان بالطّبع اجتماعى است ؟ 3 . آيا فرد اصيل است و جامعه انتزاعى ، يا بر عكس جامعه اصيل است و فرد انتزاعى ، يا شقّ سوّم در كار است ؟ 4 . جامعه و سنّت . 5 . آيا فرد در برابر جامعه و محيط اجتماعى مجبور است يا مختار ؟ 6 . جامعه در تقسيمات اوّليهء خود به چه نهادها و چه قطبها و چه گروه‌هايى تقسيم مىشود ؟ 7 . آيا جامعه‌هاى انسانى مطلقا داراى يك ماهيّت و يك نوعيّت‌اند و اختلافات آنها از قبيل اختلافات افراد يك نوع است ، و يا بر حسب اختلاف منطقه‌ها و شرايط زمانى و مكانى و درجهء فرهنگها و تمدّنها انواع متعدّد و ماهيّتهاى مختلف مىگردند و طبعا جامعه‌شناسيهاى متعدّد مىيابند و هر نوع از يك ايدئولوژى خاص مىتواند برخوردار باشد مغاير با ايدئولوژى نوع ديگر ؟ به عبارت ديگر ، آيا همانطور كه انسانها با همهء اختلافات منطقه‌اى و نژادى و تاريخى ، از نظر جسمى نوعيّت واحد دارند و قوانين پزشكى و فيزيولوژيكى واحد بر آنها حكمفرماست ، از نظر اجتماعى نيز نوعيّت واحد دارند و سيستم اخلاقى و اجتماعى واحدى مىتواند آنها را اداره كند و ايدئولوژى واحد مىتواند بر بشريّت حاكم باشد ، يا هر جامعه‌اى بر حسب شرايط منطقه‌اى و فرهنگى و تاريخى ، جامعه‌شناسى ويژه دارد و ايدئولوژى خاص را ايجاب مىنمايد ؟ 8 . آيا جامعه‌هاى انسانى كه از فجر تاريخ تا عصر حاضر به صورت پراكنده و مستقل از يكديگر بوده و نوعى كثرت و اختلاف بر آنها حكمفرما بوده است ( لا اقل اختلاف فردى نه نوعى ) ، به سوى وحدت و يگانگى سير مىكنند و آينده بشريّت ، جامعهء يگانه و تمدّن يگانه و فرهنگ يگانه و بالاخره يك‌رنگ و يك شكل شدن بشريّت است و دوگانگيها - چه رسد به تضادها و تزاحمها - از ميان برخواهد خاست ، و يا بشريّت محكوم است به ادامهء چند رنگى و چند شكلى و چندگانگى از ناحيهء فرهنگ و ايدئولوژى و آنچه مقوّم وجود اجتماعى اوست ؟