تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
امّا يك قدم كه آن طرف‌تر برويم ، بحث صفات و اسماء و افعال و قضا و قدر الهى به ميان مىآيد و فوق العاده پيچيده مىگردد . به تعبير امير المؤمنين على ( عليه السّلام ) « دريايى عميق است » ؛ تنها نهنگها مىتوانند در اعماق اين دريا شناورى كنند . شناسايى و بررسى صفات و اسماء ذات حقّ كارى نيست كه از همه كس ساخته باشد ، و حال اينكه مىبينيم همه كس خود را در اين قسمت اهل نظر مىداند و به بحث و اظهار نظر و استدلال مىپردازد و گاه سر از سخنان مضحكى درمىآورد . مىنويسند كشيشى مىخواست « اصل غائيّت » را تعريف كند و بيان كند كه نظام جهان يك نظام هدفدار است و جهان يك جريان هدفدارى را طى مىكند و از اين راه مىخواست حكمت بارى تعالى و علم و ارادهء او را به ثبوت برساند . و البتّه چنان كه مىدانيم اين مطلب دشوارى نيست ؛ از خلقت هر موجودى مىتوان شاهد آورد ، امّا كشيش خطوط روى طالبى را به عنوان مثال ذكر كرد ، گفت علّت اينكه خطوط منظّم روى طالبى كشيده شده اين است كه وقتى ما مىخواهيم طالبى را براى افراد خانواده تقسيم و قاچ كنيم ، قبلًا محلّ گذاشتن كارد مشخّص باشد كه عادلانه تقسيم كنيم و بچّه‌ها دعوا نكنند و جار و جنجال راه نيندازند ! مثالى هم از خودمان ذكر كنم . مىگويند شخصى اين مطلب را عنوان كرده كه چرا خداوند به كبوتر بال داده است امّا به شتر نداده است ؟ جواب مىداد : اگر شتر بال مىداشت ، ديگر براى ما زندگى نمىماند ؛ شتر پرواز مىكرد و خانه‌هاى خشت و گلى ما خراب مىشد ! از ديگرى پرسيدند چه دليلى بر وجود خدا هست ؟ گفت : « تا نباشد چيزكى مردم نگويند چيزها » ! ضعف منطقهايى كه غالباً ديده مىشود كه افراد ناوارد در مسائل مربوط به حكمت الهى ، عدل الهى ، قضا و قدر الهى ، اراده و مشيّت الهى ، قدرت كاملهء الهى ، جبر و اختيار ، حدوث و قدم عالم ، قبر و برزخ و معاد و بهشت و جهنّم و صراط و ميزان و غيره از خود نشان مىدهند و غالباً مستمعان آنها مىپندارند كه آنچه اين جاهلان و بىخبران مىگويند متن تعليمات دينى است و اينها به اعماق آن تعليمات رسيده‌اند ، يكى از موجبات بزرگ لامذهبى و گرايشهاى مادّى است . چقدر مصيبت است براى اهل معرفت كه افرادى كه نه با مكتب الهيّون آشنا هستند و نه با مكتب مادّيون ، از هرج و مرج و بىنظمى كه در سيستم تبليغات دينى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 558 | مرتضى مطهرى