اظهار نظر غير متخصّص
در بعضى مسائل همهء مردم به خود حقّ مىدهند كه اظهار نظر كنند . در قديم دربارهء مسائل بهداشتى ، مطلب اينچنين بود . اگر كسى مىگفت من فلان ناراحتى دارم ، هر كس كه مىشنيد اظهار نظر مىكرد كه بلى ، علّتش اين است و اثرش اين است و چارهاش و علاجش هم اين است ، و ديگرى كه مىشنيد به نحوى ديگر اظهار نظر مىكرد . حقّ اظهار نظر را همه براى خود محفوظ مىدانستند و اگر احيانا نفوذ و قدرتى مىداشتند و لااقل بيمار نوعى رودرواسى از آنها مىداشت ، او را مجبور مىكردند كه اين دستور را كه نتيجهاش قطعى است به كار ببندد . كمتر فكر مىكردند كه اظهار نظر در مسائل بهداشتى نيازمند به تخصّص است ؛ بايد پزشك بود ، داروشناس بود ؛ بايد سالها نزد استاد درس خواند ؛ بايد مدّتها تجربهء علمى آموخت . امّا گويى همه خود را پزشك مىدانستند . الان هم در ميان يك طبقه وضع همين است .
در مسائل دينى نيز عيناً همين طور بود و هنوز هم همين طور هست و ادامه دارد .
همه كس به خود حقّ مىدهد كه اظهار نظر كند .
مسائل دينى خصوصاً قسمتهاى خداشناسى و توحيدى از جملهء پيچيدهترين مسائل علمى است كه همه كس شايستگى اظهار نظر ندارد . البتّه اساس خداشناسى آن اندازه كه عموم مردم مكلّفاند بدانند و ايمان داشته باشند ، ساده و فطرى است ،