تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
عليّت است و آن اينكه ملاك نيازمندى به علّت چيست ؟ بنابراين در هر موردى ، مثلًا در مورد علّيت « الف » براى « ب » ، دو سؤال و دو چرا مطرح است : يكى اينكه چرا « ب » موجود شده است ؟ پاسخ اين است كه وجود « الف » اقتضا كرده كه « ب » موجود گردد و اگر « الف » موجود نمىشد ، قطعاً « ب » موجود نمىشد . پس وجود « الف » خود پاسخ اين پرسش است . فرض كنيد خانه‌اى در جريان سيل خراب مىشود . شخصى از ما مىپرسد چرا اين خانه خراب شد ؟ پاسخ مىدهيم چون سيل آمد . ديگر اينكه چرا « ب » نيازمند به « الف » است و بدون « الف » نمىتواند وجود پيدا كند ؟ چرا « ب » از « الف » بىنياز نيست ؟ بديهى است كه پاسخ اين پرسش اين نيست كه وجود « الف » چنين اقتضا كرده است ؛ پاسخ ديگرى براى اين پرسش بايد جستجو كرد . پاسخ سؤال اوّل را با علم - كه محصول تجربيّات و آزمايشهاى بشر است - مىتوان داد ، زيرا كار علم كشف روابط علّىّ و معلولى اشياء است ( 1 ) . پس اگر از ما بپرسند علّت « ب » چيست ، ما با استمداد از علوم مىگوييم علّت « ب » ، « الف » است . امّا اينكه چرا « ب » نيازمند به « الف » است ؟ چرا مستقل و بىنياز از « الف » و هر علّت ديگر نيست ؟ سؤالى است كه پاسخ آن از قلمرو علوم خارج است ؛ با آزمايش و تجربه و تجزيه و تركيب و قرع و انبيق و لابراتوار براى اين پرسش پاسخى نمىتوان يافت . اينجاست كه پاى تجزيه و تحليلهاى فلسفى و محاسبات دقيق عقلى به ميان مىآيد . به همان دليل كه مورد سؤال يك پديدهء عينى نيست ؛ زيرا نيازمندى معلول به علّت در عين اينكه يك حقيقت غير قابل انكار است ، پديده‌اى جدا از علّت و معلول نيست ؛ يعنى در خارج سه پديده نداريم : يكى علّت و يكى معلول و سوّم نيازمندى معلول به علّت ؛ عيناً به همان دليل ، علم - كه كارش پديده‌شناسى است - از پاسخگويى ناتوان است و فلسفه - كه قادر به كشف اين روابط و نفوذ در عمق حقايق است - تنها مقام صلاحيّتدار پاسخگويى به اين گونه پرسشهاست .
هامش
( 1 ) . البتّه بيان بالا مبنى بر نوعى تسامح است . علم از اثبات رابطهء علّىّ و معلولى يعنى اثبات نيازمندى معلول به علّت نيز ناتوان است . حدّ اكثر آنچه در حوزهء علوم است اثبات تقارن يا توالى پديده‌هاست و ما اين مطلب را در پاورقيهاى جلد دوّم اصول فلسفه كاملا روشن كرده‌ايم .