تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
معروف شد ؛ اهل شوشتر است و « استاد المتأخرين » لقب يافت . شيخ در آن وقت تازه از سفر چند سالهء خود به مشهد و اصفهان و كاشان برگشته بود و از اين سفر توشهء فراوانى برگرفته بود ، مخصوصاً از محضر مرحوم حاج ملّا احمد نراقى در كاشان . چنين حالتى در هر كس موجود باشد مصداق اسلم وجهه للّه است . پس كفر و جحود يعنى كافرماجرايى كردن و عناد ورزيدن . بعداً خواهيم گفت كه از نظر قرآن مجيد ، كافر از آن جهت كافر خوانده شده است كه حالت عناد و انكار در عين ادراك كشف حقيقت در او هست ؛ و همين حالت است كه موجب حبط است و آفت عمل خير به شمار مىرود . لهذا خداى متعال دربارهء اعمال كفّار مىفرمايد : « مانند خاكسترى است كه باد تندى بر آن بوزد و آن را از بين ببرد » :
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ
( 1 ) فرض كنيم پاستور ، پىجويى علمى خويش را كه منتهى به كشف ميكروب گرديد براى خدا انجام داده است و منظورش احسان به خلق ، تقرّبا الى اللّه بوده است ؛ كافى نيست كه در نهايت امر مأجور عند اللّه باشد . اگر او داراى صفاتى از قبيل جحود و امثال آن بوده و نسبت به عقايد خويش تعصب مىورزيده است بطورى كه اگر گفته مىشد مثلًا دين مسيح ( ع ) براى تو يك دين جغرافيايى است ، يك دين پدر و مادرى است ، آيا تحقيق كردى كه دينى بهتر و كامل‌تر از دين مسيح وجود دارد يا ندارد ؟ او زير بار نمىرفت و مىگفت : « نان ، نان سنگك و دين ، دين مسيح » و حتى حاضر به تحقيق و جستجو هم نمىشد ؛ البته تمام اعمال او هبا و هدر است ، زيرا در اين فرض ، او « كافر ماجرا » بوده و كافر ماجرايى تمام كوشش انسان را نابود مىسازد ؛ عمل انسان همراه با چنين حالتى همچون خاكسترى است در معرض غارت تندباد . پاستور به عنوان يك مثال ذكر شد ؛ نمىخواهيم بگوييم پاستور چنين بوده است ؛ خدا داناست . ما نيز اگر با حق عناد داشته باشيم مشمول همين فرمول كلى مىباشيم . پروردگارا ما را از حالت كفر و عناد و كافرماجرايى حفظ فرما . * * *
هامش
( 1 ) . ابراهيم / 18