يصل الرّجل بصلة ، و ينفق نفقة للّه وحده لا شريك له ، فتكتب له سرّا ، ثمّ يذكرها فتمحى فتكتب له علانية ، ثمّ يذكرها فتمحى و تكتب له رياء ( 1 ) .
نگهدارى عمل از خود عمل مشكلتر است . راوى گفت : نگهدارى عمل يعنى چه ؟
امام فرمود : يعنى انسان عملى براى خداى يكتا دور از چشم مردم انجام مىدهد و در نامهء عمل او همينطور ثبت مىشود ؛ بعد آن عمل را بازگو مىكند ؛ آن عمل از صورت يك عمل سرّى محو مىشود و به عنوان يك عمل علنى در نامهء عمل او ثبت مىگردد . بار ديگر آن عمل را بازگو مىكند . در اين وقت آن عمل از ديوان حسنات محو مىشود و به عنوان يك عمل « ريائى » در ديوان سيّئات او ثبت مىگردد .
زير صفر
تا اينجا سخن از مقبوليّت و عدم مقبوليّت طاعات و اعمال نيك و مثبت غير مسلمانان بود ، و به عبارت ديگر سخن دربارهء بالاى صفر بود ، سخن در اين بود كه آيا كارهاى خير آنها ، آنها را بالا مىبرد يا خير ؟
اكنون ببينيم تكليف زير صفر يعنى گناهان و اعمال شرّ غير مسلمانان چه مىشود ؟ آيا همهء آنها در اين جهت يكسانند ؟ يا فرقى در كار است ؟ به علاوه در زير صفر يعنى در كارهاى شر و پايين برنده ، آيا ميان مسلمان و غير مسلمان و همچنين ميان شيعه و غير شيعه فرق است يا نه ؟ آيا مسلمان و خصوصا مسلمان شيعه از نظر زير صفر نوعى مصونيّت دارد يا خير ؟
ضمن مطالب گذشته معلوم شد كه خداوند آنگاه بشر را معذّب مىكند كه از روى تقصير يعنى عالماً عامداً مرتكب خلاف شود نه از روى قصور و دستنارسى . قبلًا آيهاى كه اصوليّون « قاعدهء قبح عقاب بلابيان » را از آن استنباط مىكنند ترجمه و تفسير كرديم . اكنون براى اينكه وضع غير مسلمانان را در زير صفر روشن كنيم ، يعنى براى اينكه مجازاتها و كفرهاى آنها را در كارهاى شرّى كه مرتكب مىشوند بررسى كنيم ناچاريم مسألهء ديگرى كه در معارف اسلامى مطرح است و ريشهاش در قرآن مجيد است مطرح كنيم و آن ، مسألهء « قصور » و « استضعاف » است . اينك بحث خود را تحت اين عنوان آغاز مىكنيم .
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 1 ، ص 55 .