مشفوع عنده ، شفيع را برانگيخته است براى شفاعت ، و چون خدا خواسته و رضايت داده است شفيع شفاعت مىكند ، بر خلاف شفاعت باطل كه توجه اصلى به شفيع است براى اينكه اثر بر روى مشفوع عنده بگذارد ، لهذا مجرم در اين وقت همهء توجهش به شفيع است كه برود با قدرت و نفوذى كه در مشفوع عنده دارد او را راضى گرداند . پس اگر توجه اصيل به شفيع باشد و از ناحيهء توجه به خدا پيدا نشده باشد شرك در عبادت خواهد بود .
فعل خدا ، داراى نظام است . اگر كسى بخواهد اعتناء به نظام آفرينش نداشته باشد گمراه است . به همين جهت است كه خداى متعال گناهكاران را ارشاد فرموده است كه در خانهء رسول اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) بروند و علاوه بر اين كه خود طلب مغفرت مىكنند ، از آن بزرگوار بخواهند كه براى ايشان طلب مغفرت كند .
قرآن كريم مىفرمايد :
وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً ( 1 )
.
« و اگر ايشان هنگامى كه ( با ارتكاب گناه ) به خود ستم كردند ، نزد تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پيامبر هم براى ايشان طلب مغفرت مىكرد ، خدا را توبهپذير مهربان مىيافتند . »
آرى ، به عمل صالح و تقواى فقط نمىتوان تكيه كرد ؛ همانطورى كه رسول اكرم ( ص ) در آخرين روزهاى زندگى پاكشان فرمودند : « نجاتدهندهاى نيست جز عمل و ديگر رحمت خدا » .
پاسخ ايرادها
با تفسيرى كه از شفاعت مغفرت كرديم پاسخ ايرادهاى شفاعت به اين ترتيب به دست مىآيد :
1 . شفاعت نه با توحيد عبادتى منافات دارد و نه با توحيد ذاتى ، زيرا رحمت شفيع چيزى جز پرتوى از رحمت خدا نيست و انبعاث شفاعت و رحمت هم از ناحيهء پروردگار است . ( جواب اشكال اول و دوم ) .
هامش
( 1 ) . نساء / 64