تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

پديدهء مرگ

يكى از انديشه‌هايى كه همواره بشر را رنج داده است انديشهء مرگ و پايان يافتن زندگى است . آدمى از خود مىپرسد چرا به دنيا آمده‌ايم و چرا مىميريم ؟ منظور از اين ساختن و خراب كردن چيست ؟ آيا اين كار لغو و بيهوده نيست ؟ منسوب به خيّام است :
تركيب پياله‌اى كه در هم پيوست * بشكستن آن روا نمىدارد مست چندين قد سرو نازنين و سر و دست * از بهر چه ساخت وز براى چه شكست ؟
*
جامى است كه عقل آفرين مىزندش * صد بوسه ز مهر بر جبين مىزندش اين كوزه‌گر دهر چنين جام لطيف * مىسازد و باز بر زمين مىزندش
*
دارنده كه تركيب طبايع آراست * از بهر چه افكند و را در كم‌وكاست ؟ گر نيك آمد ، شكستن از بهر چه بود ؟ * ور نيك نيامد اين صور ، عيب كه راست ؟