تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
معيّن مىكند ، نظام ديگرى بر خصوص جهان طبيعت حاكم است كه شرايط مادى و اعدادى بوجود آمدن يك پديده را تعيين مىنمايد . ( 1 ) اين نظام ، نظام عرضى ناميده مىشود و به موجب اين نظام است كه تاريخ جهان وضع قطعى و مشخّصى پيدا مىكند . هر حادثه در مكان و زمان خاصى پديد مىآيد ؛ و هر زمان خاص و مكان خاص ، ظرف حوادث معيّنى مىگردد . ما معمولًا وقتى يكى از پديده‌ها را مورد سؤال و ترديد قرار مىدهيم فقط به خود آن پديده توجه مىكنيم ، حساب نمىكنيم كه آن پديده در نظام هستى چه جايى و چه وضعى دارد ؟ در حالى كه هر پديده‌اى خواه نيك باشد يا بد ، معلول يك سلسله علل مخصوص و وابسته به شرايط معيّنى است ؛ هيچ‌وقت يك حريق بدون ارتباط به عوامل و حوادث ديگر رخ نمىدهد و جلوگيرى از وقوع آن نيز جدا از يك سلسله علل و عوامل ، خواه مادّى و خواه معنوى ، امكان‌پذير نيست . هيچ حادثه‌اى در جهان ، « منفرد » و « مستقل » از ساير حوادث نيست ، همهء قسمتهاى جهان با يكديگر متصل و مرتبط است . اين اتصال و ارتباط ، همهء اجزاء جهان را شامل مىگردد و يك پيوستگى عمومى و همه جانبه را بوجود مىآورد . اصل وابستگى اشياء به يكديگر ، و به عبارت ديگر اصل وحدت واقعى جهان - وحدت اندام‌وارى - اصلى است كه حكمت الهى تكيهء فراوان بر آن دارد . اصل وابستگى اشياء ، در حكمت الهى مفهوم جدّىترى پيدا مىكند و آن مفهوم « تجربه‌ناپذيرى » جهان است . بعداً دربارهء اين اصل توضيح بيشترى خواهيم داد . در فلسفه گفته مىشود : « كلّ حادث مسبوق بمادّة و مدّة » يعنى هر پديده‌اى در چهارچوب زمان خاص و مكان خاص واقع مىشود . هر پديده ، زمان خاصى و مكان خاصى دارد . ممكن نيست كه همهء زمانها يا همهء مكانها براى يك حادثه ، بىتفاوت باشد .
هامش
( 1 ) . علل مادى و زمانى ، مثل علّيّت پدر و مادر براى فرزند ، و عليت آب و هوا و حرارت براى گياه . از نظر فلاسفه ، اين گونه عليتها ، عليت اعدادى است نه ايجادى . اين علتها بوجودآورندهء آن معلولات نيستند ، بلكه حكم مجراى عبور دارند و تنها زمينهء بوجود آمدن و شرايط امكان وجود را از ناحيهء خالق و فاعل ايجادى فراهم مىكنند . فلاسفه ، اين علل را كه از لحاظ مرتبهء وجود در عرض معلولات خود مىباشند و احيانا معلولات در درجه‌اى عالىتر و كامل‌تر از علل خود قرار مىگيرند هر چند از نظر زمان متأخر از علل خود مىباشند « علل عرضى » و اما علل موجده را كه از نظر مرتبهء وجود در درجه‌اى عالىتر قرار دارند و محيط و مسلّط بر اين عالمند « علل طولى » مىنامند .