معيّنى است و علّت شىء معيّن ، و اين همان مفهوم دقيق
« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ »
( 1 ) است .
براى روشن شدن اين مطلب ، نظام جهان را در دو قسمت : « نظام طولى » و « نظام عرضى » توضيح مىدهيم :
نظام طولى
مقصود از نظام طولى علت و معلول ، ترتيب در آفريدن و خلق اشياء ، و به اصطلاح ترتيب در فاعليّت خدا نسبت به اشياء و صدور اشياء از اوست . علوّ ذات پروردگار و قدّوسيّت او اقتضاء دارد كه موجودات ، رتبه به رتبه و پشت سر يكديگر نسبت به او قرار داشته باشند ، صادر اولى باشد ، صادر دومى باشد ، صادر سومى باشد ، و هكذا ، يكى پس از ديگرى ايجاد شوند و هر كدام معلول ما قبل خود باشند . البته مقصود ، اول بودن و دوم و سوم بودن زمانى نيست ؛ در آنجا زمان مطرح نيست ، خود زمان يكى از مخلوقات است .
آنچه در لسان دين ، به عنوان ملائكه و جنود الهى و رسل الهى ( رسل تكوينى نه رسل تشريعى ) و مقسّمات امر و مدبّرات امر آمده است ، و مفاهيمى مانند عرش ، كرسى ، لوح و قلم ، كه وجود يك سلسله تشكيلات معنوى و الهى را براى خدا معرفى مىكند ، همه براى تفهيم همين حقيقت است كه خداى متعال ، آفرينش را با نظام خاص و ترتيب مشخّص ، اراده و اجرا مىكند . اين مطلب را حكما با اصطلاح و زبان مخصوص بيان كردهاند و در معارف اسلامى با زبان ديگر بيان شده است . ما همان زبان اسلامى را كه شيرينتر و رساتر است انتخاب مىكنيم :
در اين نظام ، ذات حق در رأس همهء موجودات قرار دارد و ملائكه ، مجريان فرمان او هستند ، بين خود ملائكه نيز سلسلهء مراتب محقّق است : بعضى رياست و فرماندهى دارند و بعضى از اعوان و انصار بشمار مىروند ؛ ميكائيل فرشتهء مأمور ارزاق ، و عزرائيل ملك موت و موكّل بر قبض ارواح است ، و براى هر يك از آن دو ، اعوان و يارانى نيز وجود دارد ، هر ملكى پستى مشخّص و جايى معيّن دارد :
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
( 2 ) .
« هر يك از ما فرشتگان ، مقام معيّنى داريم » .
هامش
( 1 ) . قمر / 49
( 2 ) . الصّافّات / 164