تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢

كسالت

حكيمى گويد : هركس كسالتش تداوم يابد به آرزويش نرسد .

تلاش

كسى كه بر مركب تلاش خويش سوار است ، بر دشمن خود ظفر مىيابد . * كسى كه تلاش خود را بكارد ، به مراد خود مىرسد .

زبان

از سخن حكيمان است كه : پر ضررترين چيزها ، زبان است كه انسان نمىداند دشمن او است .

معاشرت

به حكيمى گفتند : چگونه با دوستانت معاشرت مىكنى ؟ گفت : با آنان نفاق نمىورزم و بيش از استحقاقشان احترام نمىكنم .

عشق

شاعرى گفته : دور است كه عنقاى عشق به تار عنكبوت گرفتار شود .
هيهات ان يصطاد عنقاءالهوى * بلعابهن عناكب الافكار

تحقير

به چشم حقارت ننگر به نظريه‌اى كه مطابق واقع است هرچند از انسانى ناقص صادر شده‌باشد ، چرا كه قيمت گوهر با ارزش ، در دست غواص نالايق كم نشود .
لا تحقرن الرأى و هو موافق * حكم الصواب اذا اتى من ناقص فالدر و هو اجل الشىء يقتنى * ماحط قيمته هوان الغايص
گويند
فرياد از اين غصه كه درد دل ما را * هر چند شنيدى همه افسانه گرفتى
شاهى
شاهى ، همه روز مىكشيدى * روزى دوسه نيز پارسا باش
سعدى
رئيس دهى با پسر در رهى * گذشتند بر قلب شاهنشهى پسر چاوشان ديد و تيغ و تبر * قباهاى اطلس كمرهاى زر