دنيا
پيامبر خدا ، آقاى بشر ، و شفيعى كه در محشر شفاعتش پذيرفتهاست ، مىفرمايد : دنيا خانهى گرفتارى و منزلى است كه به قدر قناعت بايد به آن روى آورد . سعادتمندان دل از آن كندهاند و خود را از دست شقاوتمندان رهانيدهاند . هلاك شده كسى است كه در دنيا افتد .
خوشا بهحال بندهاى كه تقواى خدا در بارهى دنيا رعايت كند و توبهاش را پيش فرستد . و بر خواستهاش چيره شود پيش از آنكه دنيا او را به آخرت اندازد . انسان در قبرى تنگ و وحشت زا و تاريك و ظلمانى قرار مىگيرد ، نه توان آن را دارد كه بر حسناتش افزايد و نه از گناهانش بكاهد ، سپس برانگيخته مىشود يا او را به بهشت جاويد فرا خوانند يا به سوى آتشى كه عذابش كاستى ندارد .
آثار گناه
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودهاست : خدا مىفرمايد : اگر كسىكه مرا مىشناسد نافرمانيم كند ، كسى بر او مىگمارم كه مرا نمىشناسد .
حضور قلب ، نافله
ابوحمزه مىگويد : امام سجاد عليه السلام مشغول نماز بود . عبا از شانه وى افتاد و او توجه نكرد .
عرض كردم : در نماز عبايتان افتاد ، توجه نكرديد . فرمود : واى بر تو ! مىدانى در حضور چه بزرگى ايستاده بودم . سپس فرمود : در صورتى نماز بنده مقبول است كه توجه كامل به خدا داشتهباشد . گفتم : فدايت شوم پس ما نابوديم . امام فرمود : خير ، خدا با نوافل نقص نماز را جبران مىكند .
پند ، عنوان بصرى
عنوان بصرى پيرى نود و چهار ساله بود . وى مىگويد سالهاى طولانى با مالك بن انس رفت و آمد داشتهاست . وقتى امام صادق عليه السلام آمدند به حضور وى رسيدم و دوست داشتم از امام نيز بهره برم . روزى به من فرمود : من تحت نظرم . علاوه اينكه عبادات خاصى دارم كه بايد انجام دهم ، بهتر است چون گذشته از مالك بهره ببرى . عنوان مىگويد : دلم گرفت ، بيرون شدم و با خود گفتم اگر خيرى داشتم امام مرا محروم نمىكرد ، به مسجد پيامبر آمدم و سلام كردم ، روز ديگر به روضه رفتم ، دو ركعت نماز خواندم و گفتم : خدايا از تو مىخواهم قلب جعفربن محمد را به من مهربان كنى ، و اندكى از دانش او را روزى من نمايى تا به صراط مستقيم هدايت يابم . سپس غمگين به خانهام رفتم ، و چون عشق جعفربن محمد مرا