فصل نهم مدعيان دروغين وكالت و بابيّت
وكالت و بابيّت ائمه عليه السّلام ، منشأ پيدايش جايگاه ممتاز اجتماعى در نزد شيعيان و همچنين دسترسى به وجوه و اموال شرعىاى بود كه شيعيان از طريق وكلا و بابها به ساحت مقدّس ائمه عليهم السّلام تقديم مىداشتند . از اينرو برخى از افراد فريبكار و منحرف ، با دعوى دروغين وكالت و بابيّت ، در پى وصول به هدف ياد شده بودند ! البته ، ريشه اصلى اين حركت ، جاهطلبى و دنياخواهى اين افراد بود . علاوه بر آنكه ، گرفتار انحرافات فكرى و عقيدتى بوده ، و غالبا اهل غلوّ و اعتقاد به حلول و تناسخ و تفاسير باطل نسبت به قرآن و سنت بودند .
گرچه غاليان و افراد منحرف ، در عصر هر يك از امامان شيعه عليهم السّلام به چشم مىخورند ، ولى در مورد تمامى آنان ، دليل بر ادعاى بابيّت در دست نداريم ؛ از اينرو در اين فصل ، به ذكر نام و معرفى افرادى پرداخته مىشود كه طبق گزارش منابع موجود ، به دروغ ، دعوى بابيّت و وكالت امام معصوم عليه السّلام را داشتهاند ، شايان ذكر است كه دعاوى دروغين وكالت و بابيّت ، هر چه به سمت عصر غيبت صغرا پيشتر مىرويم ، رو به ازدياد نهاده است ! و اوج آن را در طول عصر غيبت صغرا مشاهده مىكنيم . در عصر امام هادى عليه السّلام نسبت به اعصار پيشين ، اين حركت روند صعودى طى كرد ! شايد بتوان علت قضيه را در احتجاب و محبوس شدن آن جناب در پادگانى نظامى در سامرّا ، جستجو كرد ؛ امرى كه زمينه را براى فعاليت منحرفان ، بيشتر فراهم مىنمود . البته حركت موجود در عصر امام هادى عليه السّلام در زمينه دعوى دروغين بابيّت ، متأثر از جريانات پيشين ، همچون جريان « ابو الخطاب » و پيروان او نيز بود . در عصر غيبت صغرا نيز دقيقا به همان دليل كه درباره عصر امام هادى عليه السّلام گفتيم ( يعنى احتجاب و غيبت امام معصوم عليه السّلام ) ، مدعيان كاذب و منحرف ، عرصه را براى طرح مدّعاى خود مناسب يافتند ؛ و با انكار نيابت و