درباره اخبار آل ابى محمد عليه السّلام پرسوجو كنم ! اگر هم مراد از اين جمله را آن بگيريم كه وى صرفا در پى ملاقات با فرزند امام عسكرى عليه السّلام ، يعنى حضرت حجت عليه السّلام ، بوده است و از چند و چون مسايل آگاهى داشته ، باز اين اشكال پيش مىآيد كه بين وفات او و شهادت امام عسكرى عليه السّلام ، طبق جريان منقول از فرزندش محمد ، فاصله زيادى نبوده ؛ و در اين فاصله ، تحقّق اين سفر ( سفر وى به مدينه ) و جستوجو از آل ابى محمّد عليه السّلام و سرانجام ، ملاقات با حضرت مهدى عليه السّلام مستبعد است ! مضافا بر اينكه ، در نقل ديگر شيخ صدوق ، جريانى كاملا شبيه به جريان ملاقات « ابراهيم بن مهزيار » درباره فرزندش على ، نقل شده است . 3838712 خ 0 394 خ از اينرو به نظر مىرسد كه جريان ملاقات ، در اصل بين « على بن ابراهيم بن مهزيار » و حضرت حجت عليه السّلام رخ داده ، و كلمه « على » از سند روايت اول حذف شده باشد !
7 . 4 . 25 . محمد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى
شيخ طوسى نام وى را در رديف اصحاب امام عسكرى عليه السّلام بر شمرده است . 4838712 خ 0 395 خ شيخ صدوق وى را از جمله وكلايى از اهواز دانسته كه موفق به رؤيت حضرت حجت عليه السّلام و وقوف بر معجزات آن جناب شدهاند ! 5838712 خ 0 396 خ طبرسى نيز بر وكالت او تصريح دارد و او را از جمله بابهاى معروف امام عصر عليه السّلام دانسته كه اماميه اختلافى دربارهشان ندارند . 6838712 خ 0 397 خ
جريان مربوط به درگذشت پدرش ابراهيم ، و جانشينى وى به جاى پدر نيز به خوبى دلالت بر وكالت او از سوى ناحيه مقدّسه در منطقه اهواز دارد ؛ اين جريان كه توسط بسيارى از راويان و مؤلفان اوليه ، از « محمد بن ابراهيم بن مهزيار » نقل شده ، از اين قرار است :
« پس از شهادت ابى محمد امام عسكرى عليه السّلام ، در شك و خيرت واقع شدم ، در حالى كه نزد پدرم اموال زيادى جمع شده بود ! پس به قصد تحويل دادن آنها سوار بر كشتى شد و من نيز براى بدرقه ، به همراه وى ( از شهر ) خارج شدم كه ناگاه تب شديدى بر او عارض گشت به نحوى كه از حركت باز ايستاد و گفت : فرزندم ! مرا بازگردان كه اين نشانه مرگ است ؛ و نسبت به اين مال نيز تقواى الهى پيشه ساز ! و پس از وصيت به من ، درگذشت ! پس با خود گفتم : پدرم كسى نبود كه به امر غيرصحيحى وصيت كند ؛ اين مال را به عراق مىبرم و خانهاى در كنار شط كرايه مىكنم و با كسى در اين خصوص سخنى نمىگويم ؛ اگر همچون عصر امام عسكرى عليه السّلام ، در خصوص امامت ، امر بر من روشن شد كه اموال را تسليم مىكنم