ابراهيم اسدى و او باسناد خويش از ابو العلا حديث كند كه با مطرف در سوق الابل بوديم ، عربى نزد ما آمد و پارهاى چرم و يا مشك بياورد و گفت : از شما كداميك خواندن داند ؟ گفتم من دانم . گفت : اين نامه را براى من بخوان اين چيزيست كه پيغمبر ( ص ) براى من نوشته « 1 » و ضخامت اين چرم چنان بوده است كه براى تعمير دلو از آن استفاده شده .
مورخين گويند : كه پيغمبر ( ص ) نامهاى به سمعان بن عمر ( از بنى حارثه ) نوشت و با عبد الله بن عوسجه روانه داشت و سمعان آن نامه را براى دوختن دلو خود به كار برد و اين طائفه را بسبب اين كار بنو الراقع گفتند « 2 »
ابن نديم گويد : در خزانهء مأمون نوشتهاى به خط عبد المطلب بر روى چرم ، وجود داشت كه طلب خود را از مردم مكه ، بر آن نوشته بود « 3 » .
در دائرة المعارف اسلامى ( فرانسه ) آرد كه : در كتابخانهء خديوى مصر دو سند از اين نمونه ( بر روى چرم ) موجود است كه تاريخ كتابت آن ( 233 ه ) و ( 239 ه ) است « 4 »
پس از چرم ، عسيب « 5 » مورد استعمال واقع شد و از استخوان ساق و دندهء شتر و همچنين استخوان شانه نيز استفاده ميكردند و قطعات كوچك را بر روى خزف مىنوشتند سپس پاپيروس مصرى معمول شد . و تا اوائل دولت بنى عباس از اين ماده استفاده ميكردند .
كاغذ معمولى كه بنام ( ورق ، كاغذ ، قرطاس ) ناميده مىشود . تقريبا در اواخر قرن دوم هجرى در كشورهاى اسلامى رواج يافته و قديمترين كتاب موجود كه بر روى كاغذ نوشته شده است ، بتاريخ سال ( 256 ه ) است ، كه احتمال ميرود محل كتابت آن شهر بغداد باشد .
و تاريخ نسخهء شماره ( 6546 ) كتابخانه قاهره ( 265 ه ) است ، ليكن اين
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ص 44 ج 2
( 2 ) . الطبقات الكبرى تأليف ابن سعد ص 45 ج 2 المعارف ابن قتيبه ص 146 ط مصر 1353 ه
( 3 ) . الفهرست ص 8
( 4 ) . ص 390 ج 1
( 5 ) . عسيب شاخ خرماست كه برگ آن را زدوده باشند و يا شاخى است كه برگ نياورده باشد .