شترى داشت كه با آن به مكه مىرفت . در ميان راه هيچگاه آن شتر را نزد « 1 » كلينى نويسد : بيست و دو بار بر پشت آن شتر حج كرد و هرگز شتر را آزار نرساند « 2 »
مجلسى از ابراهيم بن على و او از پدرش روايت كند كه با على بن الحسين به حج رفتم . روزى شتر او در راه ماند ، چوبدستى را برداشت كه به شتر بزند سپس گفت آه اگر قصاصى نمىبود « 3 »
هامش
( 1 ) . حلية الاولياء ج 3 ص 133 . طبقات ج 5 ص 160
( 2 ) . اصول كافى ج 1 ص 467 . مناقب ج 4 ص 155
( 3 ) . بحار ص 46 . مناقب ج 4 ص 155