مانند قوس و قزح بزه كرده و خدنگى چون تبر آه مظلومان كه سحرگاه از قوس تظلّم به هدف قاب و قوسين افكند . بر آن پيوسته رجزخوانان بطريد . و جولان درآمد ، خاك ميدان به اوج كيوان مىرساند و به آتش شمشير آبدار باد غرور را از سر دشمنان خاكسار بيرون مىبرد . سپاه مخالف به تنگ آمده ، تير بارانش كردند زخمى به وى رسيد و به بهشتش رسانيد « رضى اللّه عنه » .
34 - 33 . شهادت سيف بن حارث و مالك بن عبد سريع :
بعد از او سيف بن حارث بن سريع ، با پسر عمّ خود مالك بن عبد بن سريع ، گريه كنان به سرعت تمام به پاى بوس فرزند خير الانام شتافتند آن جناب پرسيد كه سبب گريهء شما چيست ؟
جواب دادند كه ما براى تو مىگرييم ، كه مىبينيم كه دشمنان تو را احاطه كردهاند و دوستان بر دفع ايشان قدرت ندارند حضرت امام « عليه السلام » در شأن ايشان دعاى خير گفت و آن دو مبارز كار زارى چون شير مرغزارى به پيكار درآمده ، داد نامدارى دادند و بسى سواره و پياده را از عرصهء حيات به دروازهء فنا و فوات فرستادند و به آخر از اين ظلمت خانهء پروحشت و ملال ، روى به نزهتآباد قرب ملك متعال نهادند امام « عليه السلام » بر آن دو نوجوان كه با دل پرحسرت از اين جهان به رفتند بگريست و آمرزش ايشان از حضرت غفور منّان استدعا نمود و فرمود كه : با تصادم مقتضيات تقدير جز در ساختن و تسليم شدن چه تدبير فالحكم للّه العليّ الكبير و اليه المرجع و المصير .
نيست كس ، راز دست مرگ نجات * اكثر و اذ كرها دم اللذات
35 . ذكر شهادت غلام تركى رضى اللّه عنه
بعد از آن غلام ترك كه قارى قرآن و حافظ صحيفهء فرقان بود ، با روى چون ماه رخشنده و چهرهء چون آفتاب تابنده ، پيش امام حسين « عليه السلام » آمده ، در زمين افتاد و گفت : « نفسى لنفسك الفداء » جان من فداى جان تو يا بن رسول اللّه ! چنان مىبينم كه از لشكر ما يكى زنده نخواهد ماند دستورى ده تا من نيز پيش تو جان فدا كنم و خود را به عالم قرب و مقرّبان مقعد صدق ، آشنا كنم امام حسين « عليه السلام » فرمود كه من تو را