فروفرست بر محمد و اهل بيت وى چنانچه فرو فرستادى بر مريم بنت عمران بعد از آن فرمود كه اى فاطمه در مطبخ خويش درآى و نگاه كن كه چه مىبينى ؟ فاطمه روان شد و حسن و حسين از عقب مادر دويدند كاسهاى ديدند مكلّل به جواهر ، و در آن كاسه تريد و قطعه گوشت پخته بر بالاى آن نهاده و از وى بوئى مىدميد بر مثال بوى مشك ، فاطمه كاسه را بيرون آورد و پيش پدر بزرگوار خود نهاد . حضرت پيغمبر ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود كلوا باسم إله محمّد بخوريد به نام خداى محمد . پس نبى و داماد و دختر و هر دو سبط پيغمبر از آن طعام تناول فرمودند .
و در روايتى آمده كه : « هفت شبانه روز آن طعام بر آن منوال در آن خانه نهاده بود و در اين مدت اهل بيت سيّد أنام عليه الصلاة و السلام چاشت و شام از آن مىنوشيدند و ذرّهاى كم نمىشد روزى حضرت حسن از خانه بيرون آمد و لقمهاى از آن گوشت در دست داشت زنى يهوديّه آن را بديد پس گفت اى اهل بيت جوع ! شما را اين گوشت از كجا رسيده ؟ حسن فرمود كه اين را از عالم غيب به ما حواله كردهاند يهوديّه درخواست كه اين نواله را حوالهء من كن از آنجا كه كرم جبلّى حضرت بود دست دراز كرد تا آن لقمه را بدان زن دهد آن را از دست وى در ربودند و كاسه را نيز از خانه به بالا بردند حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود كه اگر اظهار اين معنى نمىشد تا مدت حيات ، اين طعام انقطاع نمىيافت .
و در بعضى از تفاسير آمده كه روزى حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) به خانهء فاطمه آمد و فرموده از خوردنى هيچ در خانهء تو هست ؟ كه پدرت سه روز است كه طعام نخورده و در حجرات طاهره هم هيچ نبوده فاطمه گفت يا رسول اللّه ما را نيز همين حال واقعست حضرت از آنجا بيرون آمد فاطمه آغاز دعا كرد كه الهى از غيب طعامى به رسان و دل مرا از بند اندوه پدرم بازرهان مقارن دعاى فاطمه كسى بر در نعره زد خادمهء فاطمه بيرون رفت كسى را ديد كه هرگز نديده بود دو تا نان و مقدارى گوشت به وى داد كه اين هديّهاى است به نزديك فاطمه برسان چون خادمه آن تحفه را درآورد و نزديك فاطمه نهاد بتول عذرا اسباب مهمانى مهيّا ديد آن را در ظرفى نهاد و سرش بپوشيد و حسن را به طلب پدر روان گردانيد .
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: ملا حسين كاشفى سبزوارى
ص١٧٢