تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
خطور كرد امروز او را در پايهء خدمت من بازداشته‌اند و براى إعزاز و حرمت من ، تعيين كرده‌اند و عوض تاجى كه سليمان براى داماد خود ترتيب داده بود لواى حمد براى تو مقرّر شد و لواى حمد علميست كه خاصّهء حضرت رسالتست و ارتفاع آن لوا مقدار هزارساله را هست و قبضهء آن فضّهء بيضاست و سنان او از ياقوت حمرا و روحهء آن از زمرّد خضراء و آن را سه ذؤابه است يكى در مشرق و يكى در مغرب و سوم در مكّه و بر يك سطرى نوشته شده است بسم اللّه الرحمن الرحيم و بر ديگرى الحمد للّه ربّ العالمين و بر سوم لا إله الا اللّه محمّد رسول اللّه اين لوا را در فضاى عرصات حاضر گردانند و منادى ندا كند كه كجاست نبى امّى و رسول حرمى و سيّد عربى و خواجه هاشمى و رهنماى تهامى و پيشواى أمّى محمد بن عبد اللّه سيّد المرسلين و خاتم النبيّين خواجه پيش آيد و آن لواى مبارك به دست گيرد و بعد از آن تمامى أنبيا از آدم تا عيسى صلوات اللّه على نبيّنا و عليهم اجمعين با ساير صديقان و شهيدان و صالحان و كافّه مؤمنان از اهل عرفان و ايقان در زير آن لوا ، جمع شوند چنانچه فرموده آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمه .
آدم و من دونه تحت اللّواء * آمده چون تو علم افراخته
پس تاجى از نور بيارند و بر فرق سلطان أنس و جنّ نهند و لباس حرير أخضر در بدن مباركش پوشانند و براق حاضر سازد تا شهسوار ميدان أسرى بعبده سوار شود و براى هر يك از انبياء نيز براق و حلّه و تاج بياورند و آن گروه سواره روى به بهشت آورند و چون حضرت رسول سوار گردد علم به دست مرتضى على دهد و او پيش پيش مىرود و گويند آن لوا به هيئت تاج باشد بر سر على و بر سر او ندا كند كه اى على اين تاج بهتر يا تاج داماد سليمان پيغمبر ! كه به حضور فاطمه از روى تعجّب تقرير مىكردى ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا ؟ إمام نجم الدين عمر نسفى در تفسير فاتحه خويش ، روايت مىكند كه روزى حضرت پيغمبر ( صلى اللّه عليه الى يوم المحشر ) به خانهء فاطمه درآمد ديد كه فاطمه ملول و محزون نشسته و مىگريد از او پرسيد كه چرا مىگريى ؟ و به چه جهت اندوهناكى ؟ گفت يا رسول اللّه بر سبيل حكايت مىگويم نه به طريق شكايت ، سه روز است كه در منزل ما