آزادند و اين از بركت فاطمه و ميمنت علىّ مرتضاست .
دوستانرا رسد برات نجات * دشمنان خوار مانده در دركات
دوست شو تا به موجب دلخواه * فيض يا بى زوال من والاه
بگذر از دشمنى كه تا ناگاه * نخورى زخم عاد من عاداه
پس جبرئيل فرمود كه حقتعالى مىفرمايد : كه تزويج كن تو هم فاطمه را در زمين به على چنانچه در آسمان تزويج واقع شده پس سيّد عالم ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فاطمه را به على داد و امّ سلمه را گفت كه دختر مرا به خانهء على بر و به دو بسپار و و با او بگوى تا تعجيل نكند تا من بيايم و ايشان را با يكديگر ببينم و چون نماز خفتن بگذارد كوزهاى آب برداشت و نزد ايشان آمد و آب دهن مبارك در آنجا انداخت و معوّذتين و ديگر ادعيه بر آن خواند آنگاه فرمود يا على از اين آب بياشاميد و وضو سازيد و روايتى آنكه مقدارى از آن آب بر سر فاطمه و ميان هر دو پستان او پاشيد و گفت اللّهم
إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
« 1 » بار خدايا به پناه تو در مىآورم او را و فرزندان او را از شرّ ديو رانده يعنى شيطان آنگاه مقدارى ديگر از آن آب بر سر على و ميان هر دو شانه وى پاشيد و همان دعا گفت دربارهء وى آنگاه فرمود : اللّهم إنّهما منّى بار خدايا اين هر دو از منند و أنا منهما و من از ايشانم اللّهم اى بار خدايا كما اذهبت عنّى الرجس همچنانكه از من رجس را ببردى و طهّرتنى و مرا پاك و پاكيزه گردانيدى فطهّرهما پس ايشان هر دو را پاك ساز آنگاه فرمود برخيزيد و به جاى خواب خود رويد كه خداى تعالى ميان شما الفت دهد و در نسل شما بركت دهد و خود برخاست تا از خانه بيرون رود فاطمه در گريه افتاد حضرت ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود كه اى دختر من ! چه چيز تو را در گريه مىآورد و به تحقيق من تو را به كسى دادم كه اسلام وى از همه پيش و حلم و خلق وى از همه بيش ، و خلق وى از همه بهتر و عرفان وى به خداوند تعالى از همه ، زيادتر است .
و روايتى آنست كه چون حضرت رسول بكاى فاطمه را مشاهده فرمود به طريق تلطف
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران ، آيه : 36 .