تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

( 3 ) [ عدم جهان و چگونگى آن ]

و السمع دلّ عليه . و نقل بر معدوم شدن جهان دلالت كرده است . و يتأوّل في المكلّف بالتفريق كما في قصة إبراهيم عليه السّلام . و [ هلاك و فنا كه در نصوص دينى آمده ] در مورد [ موجودات ] مكلّف ، به پراكنده ساختن [ اجزاى بدن آنها ] تأويل برده مىشود ، [ تا تناقض ميان امتناع اعادهء معدوم و وجوب معاد بر طرف شود ] ، همان‌گونه كه در داستان ابراهيم است ، [ كه احياى مردگان به صورت جمع شدن اجزاى پراكندهء پرندگان و زنده شدن آنها ، نمايش داده شد . ] و إثبات الفناء غير معقول لأنّه إن قام بذاته لم يكن ضدّا و كذا إن قام بالجوهر . و اثبات فنا غير معقول است ، زيرا فنا اگر قائم به خود باشد ، ضدّ نخواهد بود ، و همچنين اگر قائم به جوهر باشد . و لانتفاء الأولوية . به دليب منتفى بودن اولويّت . و لاستلزامه انقلاب الحقائق أو التسلسل . و به دليل آنكه قول به فنا مستلزم دگرگون شدن حقايق ، و يا تسلسل است . و اثبات بقاء لا في محل يستلزم الترجيح من غير مرجح أو اجتماع النقيضين . و اثبات بقايى كه در محل نباشد مستلزم ترجيح بدون مرجح و يا اجتماع نقيضان است .