تخطي إلى المحتوى الرئيسي

راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
و جابر بن يزيد الجعفى چون از وى روايت [ 93 - پ ] كردى ، گفتى : حديث كرد مرا وصىّ الاوصياء و وارث علم الانبياء . « 1 » او را رسول خداى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - باقر نام نهاده ، در حديث طويل كه جابر بن عبد اللّه الانصارى نقل كرده از رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - و حضرت فرموده در آن حديث كه : « انّه يبقر العلم بقرا فاذا أدركته فاقرأه منّى السّلام » ، او در علم اوّلين و آخرين تصرّف كند . اى جابر ؛ چون وى را دريابى ، سلام من به دو رسان ، او يگانهء عالم در علوم ظاهر و باطن [ است ] . « 2 » فضايل و معجزات وى بسيار است .

فصل چهارم در بعضى از معجزات وى - عليه السّلام .

روايت كرد شيخ ابو جعفر قمى به اسناد متّصل از ابى بصير كه گفت : نزديك ابى جعفر محمّد باقر - عليه السّلام - شدم و گفتم : شمائيد كه وارثان رسول خدائيد ؟ گفت : آرى . گفتم : رسول خداى وارث انبيا بود و دانست هر چه دانستند ؟ گفت : آرى . گفتم : اكنون شما قادر باشيد بر آنكه مرده زنده گردانيد و آنكه ابرص « 3 » را شفا كنيد ؟ گفت : آرى ، به فرمان خداى . آنگه گفت مرا كه نزديك آى يا ابا محمّد ؛ نزديك وى شدم دست بر روى و چشم من ماليد . من آفتاب را ديدم و آسمان و زمين و خانه‌ها و هر آنچه در خانه‌هاست . آنگاه مرا گفت : دوست مىدارى كه همچنين باشى و تو را باشد آنچه مردمان را بود و بر تو بود آنچه بر ايشان بود روز قيامت يا همچنان گردى كه بودى [ 94 - رو ] و تو را بهشت خالص بود ؟ گفتم : همچنان كه بودم . وى دست بر چشم من بماليد ، همچنان شدم كه بودم . « 4 »
هامش
( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 160 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 469 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 158 و 159 ( با اختلاف اندك ) . ( 3 ) . كسى كه پوست بدنش داراى لكه‌هاى سفيد باشد ، در فارسى پيس مىگويند . ( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 184 ؛ دلائل الامامه ، ص 226 - 227 .
راحة الأرواح ( در شرح زندگانى ، فضائل و معجزات ائمه اطهار ( ع ) ) ( فارسي ) — صفحة 173 | حسن بن حسين شيعى سبزوارى