تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1642

مساهمون:

ص١٦٤٢
بر آب مىرود . . .
* * *

معمّا :

تا ابد
بزرگترين معمّاى تاريخ خواهد بود
اينكه تو باشى
و سلسله جبال نور
فقط
چهارده قلّه داشته باشد

بىياس ، بىعبّاس :

آن مشت آب
اگر به لب‌ها مىرسيد
تاريخ چه مىكرد
بىعشق ؟
آن دست‌هاى بريده اگر نبود
تاريخ چه مىكرد
بىتكيه‌گاه ؟
باغ تاريخ چه مىشد ؟
بىياس ؟
شب تاريخ چه مىشد
بىعبّاس ؟
ز جا اسطوره‌ى احساس برخاست * درون خيمه ، عطر ياس برخاست
عطش در خيمه‌ها بيداد مىكرد
پى آب‌آورى عبّاس برخاست
*
به سوى علقمه عباس مىرفت * كه موجى از غم و احساس مىرفت
تمام باغ شاهد بود ، آن ياس
به جنگ لشكرى از داس مىرفت
*