تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1542

مساهمون:

ص١٥٤٢
ميزبانان منافق
نان بيعت را تبليغ مىكنند
هفتاد و دو آفتاب
به ادامه‌ى انتشار كهكشان
از روشنان مشرق عشق
برآمدند
در گذرگاه حادثه ايستادند
پيراهن خستگى را
با بلند نيزه دريدند
پيش هجوم آنان
سينه دريدند
هفتاد و دو آفتاب از ايمان
كه قوام زمين
در قيامشان نشسته بود
فرومايگان
دست تقلب را
در برابر شتابناكى ايشان گشودند
اينان به اعتماد خدا
به اعتصام خويش نماز بردند
*
بايد به آن قبيله دشنام داد
كه در راحت سايه نشستند
دامان شكفتن در خويش را كشتند
بايد به آن طايفه پشت كرد
كه دل خورشيد را شكستند
*
كدام صميميت
به انتشار مظلوميت شمايان دست زد
كه هنوز هم
طوفان از آن زمين
به ناله مىگذرد