چه طلسم است اين كه . . .
مىدمد در سينهام طوفان آه از شش طرف * باز مىگردد مگر بستهست راه از شش طرف
هر طرف رو مىكنم تير و سنان و نيزه است * هر طرف سر مىكشم چاه است ، چاه از شش طرف
سدّ را هم مىشود طوفان سرخ از چهار سو * بر زمينم مىزند ابرى سياه از شش طرف
آسمان هم شال غم دارد به سر ، در سوگ دوست * گريه دارد هالهى اندوه ماه از شش طرف
چه طلسم است اين كه شيطان رفته است از يادها * سنگ مىبارند بر اين خانقاه از شش طرف
آه مىترسم كه بگشايم دو چشم خويش را * مىخورد چشم مرا تير گناه از شش طرف