تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 778

مساهمون:

ص٧٧٨
قلم و هنرمندان احترام به سزايى قائل بودند و حتى در حلقه‌ى ارادت آنان در مىآمدند . شاه نعمت اللّه از شعراى طراز اول و مشهور عصر خويش به شمار مىآيد . اما شهرت او بواسطه‌ى اشعارش نيست بلكه او عارفى است كه بيان حقيقت مىكند و آن را به لباس شعر در مىآورد . اشعار او همه داراى مضامين عرفانى است . ديوانش شامل 1550 غزل ، 39 قصيده ، 71 مثنوى و 294 رباعى است . شاه نعمت اللّه آنچه را در ديوان اشعار خود به نظم درآورد در طى رسالات خويش به نثر بيان داشته است « 1 » . - * -

غزل

گر خدا را دوست دارى مصطفى را دوست دار * ور محبّ مصطفايى مرتضى را دوست دار
از سر صدق و صفا گر خرقه‌اى پوشيده‌اى * نسبت خرقه بدان آل عبا را دوست دار
دردمندانه بيا و دُرد دَردش نوش كن * خوش بود دردى اگر دارى ، دوا را دوست دار
بىفنا دار بقاى دوست نتوان يافتن * گر بقاى جاودان خواهى ، فنا را دوست دار
چون شهيد كربلا در كربلا آسوده است * همچو ياران موالى كربلا را دوست دار
دوست‌دار يار خود ياران ما دارند دوست * ما محب دوستدارانيم ما را دوست دار
نعمت اللّه رند سرمست است و با ساقى حريف * اين چنين يار خوشى بهر خدا را دوست دار « 2 »
* * *

قصيده

دم به دم دل از ولاى مرتضى بايد زدن * دست و دل در دامن آل عبا بايد زدن
نقش حبّ خاندان بر لوح جان بايد نگاشت * مُهر مِهر حيدرى بر دل چو ما بايد زدن
دم مزن با هركه او بيگانه باشد از على * گر نفس خواهى زدن با آشنا بايد زدن
رو به روى دوستان مرتضى بايد نهاد * مدعى را تيغ غيرت از قفا بايد زدن
« لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار » * اين سخن را از سر صدق و صفا بايد زدن
در دو عالم چارده معصوم را بايد گزيد * پنج نوبت بر در دولت‌سرا بايد زدن
پيشوايى بايدت جستن ز اولاد رسول * پس قدم مردانه در راه خدا بايد زدن
از حَسن اوصاف ذات كبريا بايد شنيد * خيمه‌ى خُلق حسن بر كبريا بايد زدن
گربلايى آيد از عشق شهيد كربلا * عاشقانه آن بلا را مرحبا بايد زدن
عابد و باقر چو صادق ، صادق از قول حقند * دم به مهر موسى از عين رضا بايد زدن
با تقى و با نقى و عسكرى يك رنگ باش * تيغ كين بر خصم مهدى بىريا بايد زدن
هر درختى كو ندارد ميوه‌ى حبّ على * اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا بايد زدن
هامش
( 1 ) - كليات اشعار شاه نعمت اللّه ولى ؛ مقدمه با تلخيص ، ص 3 و 21 . ( 2 ) - همان ؛ ص 318 .