حور بودند بر به نظاره * كه على دَر بِكند از باره
چيست نظار كى خنك يلان * خار و خاشاك پيش كوه كلان
كوهلا روز حملهى غازى * مطبخى را به ناوك اندازى
با دم ذو الفقار در صف جنگ * بچه ارزد كلوخ و قلماسنگ
نه ببازيست اين بلندى نام * مشنوى گفتگوى ناكس عام
اسد اللّه را چه غم ز حسد * روح را كى زيان رسد ز جسد
خود چو نقصان موسى و هرون * به زمين گر فرو رود قارون
هر چراغى كه حق برافروزد * تا ابد ريش مدعى سوزد
گرچه بسيار داورىها رفت * در خلافت سخنورىها رفت
با حقيقت نشد مجاز يكى * كوس محمود و طبل باز يكى
نوش كن زهر در ميان گزند * خود بخوردند و خود زيان كردند « 1 »
هامش
( 1 ) - مجالس المؤمنين ؛ ج 2 ، ص 124 و 125 به نقل از جامجم .