تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1307

مساهمون:

ص١٣٠٧

محمد حسين بهجتى

محمد حسين بهجتى فرزند تقى متخلص به « شفق » در سال 1314 ه . ش در شهر اردكان متولد شد . به علت مخالفت پدرش نتوانست تحصيلات خود را از حد ابتدايى بالاتر برد ، به ناچار به تحصيل علوم دينى پرداخت و در سال 1331 براى ادامه تحصيل به قم عزيمت نمود در قم در نزد اساتيد گرانقدرى كسب فيض نمود . از سال 1351 شمسى به مدت 9 سال در تهران سكونت اختيار نمود . پس از انقلاب و با شهادت آية إله صدوقى و انتصاب امام جمله اردكان به جاى آن شهيد ، به حكم امام خمينى به سمت امام جمعه‌ى اردكان منصوب گرديد . وى از شاعران خوش ذوق و توانايى است كه شعر و شاعرى را از دوران تحصيل در قم آغاز كرد و در جريان انقلاب و پيروزى آن اشعار زيادى از او در مجلات مختلف به چاپ رسيده است « 1 » . - * -
بلبلم و زمزمه سر مىدهم * از گل روى تو خبر مىدهم
لاله‌ام و بر دل من داغ توست * هديه‌ات از خون جگر مىدهم
عاشقم و كعبه‌ى كوى تو را * بوسه به ديوار و به در مىدهم
شمعم و با هر نفس آتشين * از تب عشق تو خبر مىدهم
اى تو اميد دل من يا حسين * خاك رهت جاى به سر مىدهم
با نظرى گر بنوازى مرا * جان به تو پاداش نظر مىدهم
گر ببريدند يكى دست من * در ره تو دست دگر مىدهم
عاشق حقّم من و در راه دوست * دست و دل و ديده و سر مىدهم
نيست عجب گر ز دلم خون چكيد * باغ گلم ، لاله‌ى تر مىدهم
من خجلم گر كه نياوردم آب * از مژه‌ام ، سيل گهر مىدهم
طوطى طبع « شفق » خسته را * از دم جانبخش شكر مىدهم
* * *
لب تشنه بود و شمر بريد از قفا سرش * من بر رخش نظاره‌كنان در برابرش
ديگر چه احتياج به شمشير آبدار * بس بود بهر كشتن او داغ اكبرش
با جسم چاك‌چاك غريبانه جان سپرد * نگذاشتند تا كه به دامان نهم سرش
ديگر چه تاب داشت تن پاره پاره‌اش * كز جور تاختند ستوران به پيكرش
اى جدّم ، اى رسول خدا ، چون كنم بيان * كز دشمنان چه ديد سر ناز پرورش
* * *
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 3 ، ص 1956 .