نه داستان تو تنها حديث عاشوراست * كه از كران ازل تا ابد زمانهى تست
پيام خون شهيدان عرصهى تاريخ * رسالتى است كه تا حشر زيب شانهى تست
طلوع كوكب رخشندهات مبارك باد * كه رشك مهر ملك نور جاودانهى تست
* * *
كعبهى احرار :
كوى اميد و كعبهى احرار كربلاست * معراج عشق و مطلع انوار كربلاست
باد صبا ز من به كليم اين خبر ببر * با او بگو كه موقف ديدار كربلاست
گر طالب تجلّى انوار سرمدى * بشتاب زانكه جلوهگه يار كربلاست
آن جا كه با شئون جلال و جمال خويش * سلطان غيب گشته پديدار كربلاست
اى خسته از تطاول هجران به هوش باش * ميعاد وصل و منزل دلدار كربلاست
خواهى اگر كه محرم سرّ ازل شوى * در نه قدم كه خلوت اسرار كربلاست
مصداق عزم و آيت ايمان بود حسين * مجلاى عشق و مظهر ايثار كربلاست
تا در جهان نشانهى داد است و مردمى * كوى مراد و قبلهى ابرار كربلاست
* * *
عزاى حسين :
اى پشت چرخ خم ز عزاى تو يا حسين * وى ناى دهر پر ز نواى تو يا حسين
روح الامين ملول و غمين در حريم قدس * چون نوحهگر سروده رثاى تو يا حسين
بر انبيا به حسرت و اندوه و درد و داغ * خواند او حديث كرب و بلاى تو يا حسين
هم آدم صفى به دريغت فشانده اشك * هم نوح كرده نوحه براى تو يا حسين
كس را چه پايه تا كه كند تعزيت به پا * صاحب عزاى توست خداى تو يا حسين
آن آيت جلال و جمالى كه نطق خلق * لال است در بيان ثناى تو يا حسين
دست قدر به حكم ازل برفراشته است * برتر ز نُه سپهر ، لواى تو يا حسين
كلك قضا به امر مشيّت رقم زده است * بر لوح دهر نقش بقاى تو يا حسين
گر منهدم شود همه اركان كاينات * نبود خللپذير بناى تو يا حسين
آيد هنوز از دل اين نيلگون رواق * در گوش هوش بانگ رساى تو يا حسين
كازاده تن به پستى و ذلّت نمىدهد * فرياد عزّت است نداى تو يا حسين
* * *
چراغ هدايت :
به خون دركشيدند اگر پيكرت را * و بر نيزه افراخت دشمن سرت را
ندادند اگر قطرهاى از فراتت * و كشتند سقاى نام آورت را
كجا شد روا كام خصم زبونت * كه سازد نهان جلوهى گوهرت را