عبد الرحمن پارسا تويسركانى
عبد الرحمن پارسا از شاعران برگزيدهى معاصر به سال 1288 ه . ش در تويسركان به دنيا آمد . پدرش محمد رحيم رستگار و نوهى حاج محمد حسين تويسركانى متخلّص به « مجنون » از شاعران و اديبان نامور بود . وى چندى به شغل آموزگارى پرداخت سپس به شركت بيمه ايران رفت ، آخرين سمت او رياست روابط عمومى شركت بيمه بود و تا بازنشستگى در آنجا خدمت كرد .
پارسا شاعرى اجتماعى بود . فعاليتهاى شعرى خود را از دوران جوانى آغاز كرد و در سرودن غزل متبحّر بود و در ساختن قطعه و رباعى نيز توانايى داشت . آثارش در روزنامهها و مجلههاى كشور زياد به چشم مىخورد . وى در فروردين سال 1369 شمسى درگذشت .
- * -
از تنور خولى امشب مىرود تا چرخ ، نور * آفتاب چرخ ، حسرت مىبرد بر اين تنور !
گرنه ظاهر شد قيامت ، ور نه روز محشر است * از چه رو كرد آفتاب از جانب مغرب ظهور ؟ !
اين همان نور است كزوى لمعهيى در لحظهيى * ديد موساى كليم اللّه شبى در كوه طور
اين همان نور خدا باشد كه ناگردد خموش * اين همان مشكوت حق باشد كه نايابد فتور
مطبخ امشب مشرقستان تجلّى گشته است * زين سر بىتن ، كز او افلاك باشد پر ز شور
از لبان خشك و از حلقوم خونين گويدت * قصهى كهف و رقيم و رمز انجيل و زبور