خرد گر پيشواى عقل باشد * پس اين واماندگان را پيشوا كو
سراسر جمله عالم پر يتيمست * يتيمى در عرب چون مصطفا كو
سراسر جمله عالم پر ز شيرست * ولى شيرى چو حيدر باسخا كو
سراسر جمله عالم پر زنانند * زنى چون فاطمه خير النسا كو
سراسر جمله عالم پر شهيدست * شهيدى چون حسين كربلا كو
سراسر جمله عالم پر امامست * امامى چون على موسى الرضا كو
سراسر جمله عالم پر ز مردست * ولى مردى چو موسى با عصا كو
سراسر جمله عالم پر حديثست * حديثى چون حديث مصطفا كو
سراسر جمله عالم پر ز عشقست * ولى عشق حقيقى با خدا كو
سراسر جمله عالم پر ز پيرست * ولى پيرى چو خضر با صفا كو
سراسر جمله عالم پر ز حُسنست * ولى حُسنى چو يوسف دلربا كو
سراسر جمله عالم پر ز دردست * ولى دردى چو ايوب و دوا كو
سراسر جمله عالم پر ز تختست * ولى تخت سليمان و هوا كو
سراسر جمله عالم پر ز مرغست * ولى مرغى چو بلبل با نوا كو
سراسر جمله عالم پر ز پيكست * ولى پيكى چو عمر بادپا كو
سراسر جمله عالم پر ز مركب * ولى مركب چو دلدل خوش روا كو
سراسر كان گيتى پر ز مس شد * ز مس هم زر نيامد كيميا كو
سنايى نام بتوان كرد خود را * و ليكن چون سنانيشان سنا كو « 1 »
* * *
صفت قتل حسين ( ع ) به اشاره يزيد :
پسر مرتضى امير حسين * كه چنونى نبود در كونين
اصل او در زمين علّيّين * فرع او اندر آسمان يقين
اصل و فرعش همه وفا و عطا * عفو و خشمش همه سكون و رضا
خُلق او همچو خُلق پاك پدر * خُلق او همچو خُلق پيغمبر
مصطفى مرو را كشيده به دوش * مرتضى پروريده در آغوش
بر رخش انس يافته زهرا * كرده بر جانش سال و ماه دعا
به سر و روى و سينه در ديدار * راست مانند احمد مختار
دُرّى از بحر مصطفى بوده * صدفش پشت مرتضى بوده
عقل دربند عهد و پيمانش * بوده جبريل مهد جنبانش
دشمنان قصد جان او كردند * تا دمار از تنش برآوردند
هامش
( 1 ) - ديوان حكيم سنايى غزنوى ؛ ص 289 .