تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1086

مساهمون:

ص١٠٨٦

سيّد موسى سبط الشيخ

حجة الاسلام سيّد موسى سبط الشيخ فرزند حجّت الاسلام سيّد محمّد از نوادگان دخترى فقيه بزرگ آية اللّه العظمى حاج شيخ مرتضى انصارى به سال 1327 ه . ق . در نجف متولد شد . وى بعد از تحصيل علم و كمال در حوزه‌هاى علميه‌ى نجف و كربلا در سال 1364 ه . ق . به ايران آمد و در تهران به خدمات دينى و ارشاد و تأليف پرداخت . سرانجام در هيجدهم جمادى الاول 1385 ه . ق . وفات يافت و در جوار مرقد حضرت معصومه ( س ) در قم مدفون گرديد . از آثار او كتاب « شيعه در اسلام » در دو جلد به چاپ رسيده است « 1 » . - * -

1

باز از چه واژگون همه ذرات عالم است ؟ * باز از چه سرنگون همه در وادى غم است ؟
لاهوت از چه باز قرين مصيبت است ؟ * ناسوت از چه روى در اندوه و ماتم است ؟
چون شد كه هرچه هست ، چنين گشت زير و رو ؟ * بهر چه نظم رفت و جهان نامنظم است ؟
آن يك غريق لجه‌ى اشك غم و عزاست * وين يك حريق آتش و آه دمادم است
در اين عزا بود در و ديوار قيرگون * غرق محيط خون ، دل اولاد آدم است
برگو مگر كه شور قيامت شد آشكار * گويا هلال و غرّه‌ى ماه محرّم است
اين نوحه بهر ماتم سبط پيمبر است * وين ناله در مصيبت فرزند خاتم است
آن گوهر يگانه ، شهنشاه نشأتين
فرزند احمد و على و فاطمه ، حسين

2

آن دم كه در الست به جانها بلا زدند * اوّل بلا به جان همه انبيا زدند
نزديك شد نشور ز فرياد جبرئيل * ضربت چو بر سر على مرتضى زدند
زان در كه زد به پهلوى خير النسا عدو * يكباره ضربتى به دل ماسوا زدند
دشمن ز كين به كام حسن ريخت جام زهر * وز آن ، شرر به قلب رسول خدا زدند
پس آتشى كه شعله‌ى آن هست تا به حشر * در كربلا به خيمه‌ى آل عبا زدند
نوعى ستم رسيد به آل نبى ز خصم * گفتى قلم به جرم همه اشقيا زدند
زان طعنها كه بر دل شاه از عدو رسيد * طعنى ز نيزه بر جگر مصطفى زدند
خونى كه ريخت از بدن انورش به دشت
بر تربتش چكيد و معطر چو مشك گشت
هامش
( 1 ) - نقل از يادداشت مرحوم آية اللّه سيد محمد على سبط الشيخ ( م . 1408 ) .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1086 | مرضيه محمدزاده