به بارگاهش فرمانبرى بود بهرام * بر آستانش كمر بستهيى بود جوزا
جمال ياسين شمس يقين امام مبين * فروغ يزدان مرآت حقّ ولّى خدا
قفا نكرد به دشمن اگر چه خصم شرير * ز كين نمود سر انورش جدا از قفا
به شهربند رضا تا نهاد پاى شكيب * شد از رضاى خدا شاه شهربند رضا
غزا چو كرد به راه خدا به يارى دين * در آن غزا قدر آمد مطيع او چو قضا
ز مدح آن شه اين بندهى كم از ذرّه * چو آفتاب بود در ميانهى شعرا
اگر كه شعر « سها » به درش شود مقبول * شود به روشنى آفتاب شعر سها « 1 »
رباعى :
در ماه محرّم و صفر اى دل من * در خانهنشين با غم و اندوه و محن
آنگاه ز سوز سينه در سرّ و علن * گاهى به حسين گريه كن گه به حسن « 2 »
هامش
( 1 ) - برگزيده ديوان سه شاعر اصفهان ؛ ص 919 و 920 .
( 2 ) - همان ؛ ص 968 .